سخن ما

 

 در اواخر دهه ی شصت میلادی، مارتین دانکر، جنسیت شناس آلمانی، که همجنس گرا و یکی از شاخصترین چهره ها در جنبش مردان همجنس گرای آلمان می باشد، گفت: از آنجا که گی ها توسط انسان های سنتی و امل تحقیر می شوند، سعی می کنند که در عمل، از هر فرد سنتی و امل، سنت گرا تر و امل تر شوند تا بدین وسیله بر احساس گناه و حس حقارت خود چیره شوند... همجنس گرایان از سیاست دوری می کنند و در رفتارشان، به نشانه ی سپاس و تشکر از اجتماع و نظامی که وجود آن ها را تحمل می کند، محافظه کارند.

مارتین دانکر خود از فعالان جنبش دانشجویی سال ۶۸ بود. آن زمان که همجنس گرایی هنوز مجازات قانونی در پی داشت و همجنس گرا حتی حق وجود نداشت، مارتین دانکر از ضرورت فعالیت سیاسی و اجتماعی همجنس گرایان یاد می کرد. او در دانشگاه هامبورگ جامعه شناسی خواند و دکترای عالی جنسیت شناسی گرفت. سال ها به تدریس جامعه شناسی و سکسولوژی در دانشگاه های آلمان مشغول بود. پروفسور مارتین دانکر اکنون در آستانه ی بازنشستگی است. او در دهه ی گذشته بیشتر وقت خود را به کار تحقیقاتی گذراند و اکنون معاون انجمن پژوهش های جنسی وابسته به دانشگاه فرانکفورت است.  قانون مجازات عمل همجنس گرایانه (پاراگراف ۱۷۵)، در اواخر دهه ی شصت به شکرانه ی تلاش و مبارزه سیاسی دانکر و یاران او از کتاب قوانین مجازات آلمان فدرال حذف گردید.

"حق" همجنس گرایی و امکان تحقق اجتماعی هستی همجنس گرایانه در آلمان نتیجه ی تلاش نسلی است که ادراک سیاسی و بینش ژرفش در این جمله ی مارتین دانکر بیان می شود: "گی بودن، سیاسی است."  

جنبش همجنس گرایان جهان اکنون بیش از صد و سی سال قدمت دارد. در قیاس با جنبش همجنس گرایان غرب، جنبش همجنس گرایان ایرانی بسیار جوان و نوپا است. آغاز جنبش (اگر بتوان بر آن نام جنبش نهاد) همجنس گرایان ایرانی را شاید بتوان سخنرانی ساویز شفائی در سال ۱۳۵۲ در دانشگاه پهلوی شیراز دانست. در همان سال ها در غرب( ۱۹۷۳ )، قانون مجازات همجنس گرایی چند سالی بود که بر اثر تلاش های بیش از یک قرن فعالان جنبش سرانجام لغو شده بود. بیش از ده ها سازمان و نشریه در زمینه ی دفاع از حقوق همجنس گرایان ایجاد شده بود (در آلمان، در اواخر دهه ی شصت در حدود پنجاه ان. جی. او. و گروه گی و لزبین مشغول به کار بودند). یک سال پس از آن "بیماری همجنس بازی" از فهرست بیماری های روانی انجمن روانپزشکان آمریکا و کتاب مرجع DSM حذف شد. سه سال پس از این تاریخ، در ۱۹۷۶، میشل فوکو فیلسوف همجنس گرای فرانسوی جلد نخست کتاب دوران ساز "تاریخ جنسیت" را منتشر ساخت. در این اثر فوکو در کنار پرداختن به مسائلی چون "جنسیت" و "همجنس گرایی"، از نسبت میان "جنسیت و حقیقت" یاد کرد.

فوکو در این کتاب نشان می دهد که " تفکر" دگرجنس  گرا، که سازنده ی ادراک آدمی از مفاهیمی چون همجنس گرایی است، ملهم از شرایط طبیعی زندگی آدمی نیست بل نتیجه ی مناسبات تاریخی و اجتماعی است. این کتاب زمینه ساز پیدایی "تئوری کوئیر" در دهه های بعد بود. به ایران خودمان باز گردیم؛ ساویز شفائی پس از انقلاب به دلیل فعالیت های سیاسی اش مجبور به ترک ایران شد و بیش از یک دهه پس از آن به گروه "هومان" در سوئد پیوست. تشکیل گروه "هومان" که اولین گروه ایرانی با هدف حمایت و دفاع از اقلیت های جنسی و بخصوص همجنس گرایان بود، آغاز فعالیت جمعی و گروهی در جنبش همجنس گرایان ایرانی است. هومان جدا از برگزاری جلسات علمی و آموزشی، وبرگزاری سخنرانی، خدماتی از قبیل مشاوره نیز در اختیار همجنس گرایان می گذاشت و مجله ی وزین و قابل اعتنایی نیز به همین نام منتشر می کرد. پایگاه فعالیت جمعی و گروهی در جنبش همجنس گرایان ایرانی به دلیل محدودیت های شرعی و قانونی آن سال ها، که هنوز ادامه دارد، در خارج از کشور، و در اروپا، آغاز شد. هر چند پیدایش گروه هومان نیز با تشویق و حمایت گروه های غربی حقوق بشری، و پشتیبانی کشور سوئد انجام پذیرفته بود، و پشتیبانی می شد، فعالیت گروه هومان و یاران آن پایه های جنبش همجنس گرایان ایرانی را شکل داد. کلمه ی "همجنس گرا" به مرور جای "همجنس باز" را می گرفت و اطلاعات ساده و ابتدایی اما مهم و ضروری به مردم که عمدتا قشر روشن اندیش و تحصیلکرده ی خارج کشور را در بر می گرفتند ارائه می داد. این حرکت ها به همراه تلاش های مستقل گروه های زنان فمینیست خارج از کشور و فعالان مستقل و مدافعان حقوق بشر (که تعدادشان بسیار اندک بود)، در دهه ی بعد، پایه و اساس جنبش همجنس گرایان ایرانی را محکمتر ساخت. پیشرفت رایانه ها و دسترسی به شبکه ی جهانی اینترنت ارتباط میان بینش ها و امکان تبادل اطلاعات را افزایش داد. از حدود چهار سال پیش جنبش همجنس گرایان ایرانی به دلیل امکانات وسیع و غیره قابل سانسوری که شبکه ی اینترنت با خود همراه آورد وارد مرحله جدیدی شد. ده ها صفحه و وبلاگ اینترنتی شکل گرفت. اطلاعات به داخل ایران، و البته به مقصد درصد اندکی که دسترسی به اینترنت داشتند، سرازیر شد. این امکان دسترسی به اطلاعات از طریق اینترنت، و امکان برقراری ارتباط با دیگران، باعث شد که ایده ی انتشار نشریه های الکترونیکی در بین فعالان و اقلیت های جنسی شکل بگیرد. ایده ی تشکیل گروه کوچکی از جوانان فعال همجنس گرا در داخل کشور برای ساختن وبلاگی به نام "رنگین کمان" در همین دوران بوجود آمد و این گروه کوچک و پر شور پس از مدتی تبدیل به نخستین سازمان رسمی همجنس گرایان ایرانی گردید که اکنون فعالیت خود را در سطح بین المللی دنبال می کند.  پس از گذشت سی و سه سال از سخنرانی ساویز شفائی در دانشگاه پهلوی، جنبش همجنس گرایی ایرانی چهار نشریه ی الکترونیکی، یک رادیو اینترنتی، یک سازمان، چند گروه، و بسیاری صفحه و وبلاگ اینترنتی به نام خود دارد. اگر اکنون تعداد اعضا سازمان همجنس گرایان ایرانی  و مشترکین نشریات و خوانندگان همه ی صفحات و وبلاگ های همجنس گرایان را به حساب آوریم گمان ندارم با رقمی بیش از ده هزار نفر مواجه شویم؛ حتی اگر این تعداد را نیز دو برابر تصور کنیم، با توجه به جمعیت هفتاد میلیونی ایران رقم  اندکی است. یکی از دلایل پایین بودن این رقم محدودیت هایی است که اینترنت با وجود امکانات وسیعش سر راه ما قرار داده است. بر اساس آخرین اطلاعاتی که هفته ی گذشته اداره ی کل مخابرات ایران اعلام نمود 11% از ایرانیان به اینترنت دسترسی دارند. از این ۱۱% بسیاری برای ضرورت های شغلی و یا استفاده ی ارتباطی (چت کردن یا رد و بدل کردن ایمیل) به سراغ اینترنت می روند. اطلاع رسانی در زمینه ی همجنس گرایی و در مجموع، اقلیت های جنسی، تا کنون در داخل ایران در سطح رسانه های جمعی صورت نگرفته است. اکثریت مردم ایران (حتی بسیاری از تحصیلکرده گان و روشنفکران) تفاوت میان همجنس گرایی و پدوفیلی (بچه بازی) را نمی دانند. سلطه ی سنت و باورهای دینی- سنتی که به موجب آن همجنس گرایی گناه دانسته می شود همچنان بر فضای ایران حاکم است. در کشور ایران هنوز قانون وحشیانه ی اعدام وجود دارد و برای رابطه ی جنسی بین دو مرد مجازات اعدام، و برای زنان صد ضربه شلاق در نظر گرفته شده است. فرهنگ سازی به هدف ایجاد تغییرات زیربنایی، یکی از خواست های درازمدت جنبش همجنس گرایان است؛ در کنار آن اما هدف هایی فوری و ضروری همچون لغو کلیه ی مجازات ها بر علیه همجنسگرایان، حمایت قانونی از اقلیت های جنسی، برخورد قانونی با هر گونه تبعیض و ناعدالتی جنسی، ایجاد مراکز مشاوره برای اقلیت های جنسی، حق داشتن نشریه و آزادی بیان، حق زندگی مشترک برای همجنس گرایان و... را دنبال می کند. برای رسیدن به این خواست ها می بایست نخست بر موانعی چیره شویم که بر سر راه ما تنها قرار نگرفته اند. در ایران اقلیت های سیاسی و مذهبی و قومی نیز از  این تبعیضات و بی عدالتی ها رنج می برند.

کار فرهنگی و زیربنایی لازم است، اما کافی نیست. همجنس گرایان ایرانی می بایست از تمامی امکانات ممکن استفاده کنند تا گفتمان همجنس گرایی را به سطح اجتماع بکشانند. ما اکنون در ابتدای هزاره ی سوم میلادی این امکان را داریم تا به جنبش های همجنس گرایان جهان در یکصد سال گذشته نگاه کنیم و از آن ها بیاموزیم. جنبش همجنس گرایان غرب (در اروپای قاره ای و کشورهای انگلوساکسون)، هیچگاه جدا از فعالیت سیاسی و اجتماعی نبوده است. همراهی جنبش همجنس گرایان آمریکا با جریان های سیاسی در دهه های شصت و هفتاد، و نیز همراهی جنبش همجنس گرایان اروپا در کشورهایی همچون آلمان و فرانسه با جنبش دانشجویی دهه ی شصت، فصل هایی تازه در هستی و حیات همجنس گرایان این کشورها گشود.

ما می بایست با همه ی توان، و البته با هوشیاری، در راه رسیدن به آزادی و حقوق انسانی، در کنار دیگر جنبش های مدنی ایران - جنبش دانشجویی، جنبش زنان، جنبش کارگری و... -  بایستیم و مبارزه کنیم. ممکن است در ابتدا از جانب بسیاری از گروه ها و افراد به رسمیت شناخته نشویم اما با ایستادگی "لزوم و اهمیت" حضور خود را در کنار دیگر جنبش ها اثبات خواهیم کرد. 

 همراهی ما به عنوان همجنسگرا، با دیگر جنبش های مدنی برای رسیدن به چند هدف، بسیار مهم است:

 ۱- با قرار گرفتن در کنار دیگر جنبش های مدنی برای رسیدن به اهداف مشترک، قدرتمان را افزایش داده و وصول به این اهداف را سرعت می بخشیم.  

۲- اگر ما به اسم فعال جنبش همجنس گرایان، یا فرد همجنس گرا، به دیگر جنبش های مدنی که با ما اهداف مشترک دارند - مثلا آزادی خواهی، مثلا جدایی دین از سیاست -  بپیوندیم، به طور غیره مستقیم باعث آن می شویم که گفتمان همجنس گرایی به دیگر اقشار اجتماع وارد شود و در کنار دیگر گفتمان های مهم روز قرار بگیرد.

ما فعالین جنبش همجنس گرایان که در خارج از کشور هستیم می توانیم با اسم حقیقی خودمان در عرصه های مطبوعات/ اجتماعی/ تجمعات، ابراز عقیده کنیم؛ در عرصه ی اینترنت، یا رسانه های جمعی چون رادیو و تلویزیون، اعلام نظر و عقیده نمائیم. در داخل کشور اما به دلیل محدودیت ها عرصه ی کار قدری متفاوت خواهد بود. فعالان داخل کشور حتی اگر مایل نباشند به صورت علنی فعالیت کنند، می توانند در اینترنت و با اسم مستعار، به نام فعال جنبش همجنس گرایی و یا همجنس گرا، از اکسیون ها و بیانیه های گروهی دیگر جنبش های مدنی حمایت کنند. صفحه های شخصی و وبلاگ های همجنس گرایان عرصه هایی هستند که می توان در آن ها به عنوان همجنس گرا به ابراز نظر درباره ی گفتمان های مهم سیاسی پرداخت، و یا با خوانندگان و دیگر وبلاگ نویسان (نه تنها وبلاگ نویسان همجنس گرا، بل از همه گروه های جنسی)، وارد بحث و گفتگو شد.

 ما اقلیت های جنسی(همجنس- دوجنس گرا و دگرجنس گونه)، در حدود ۱۷ % (۵ % همجنس گرا، ۱۰% دوجنس گرا و ۲ % دگرجنس گونه) از جمعیت جهان را تشکیل می دهیم. ۱۷ % از جمعیت کشور ایران، رقمی است میلیونی که می تواند در برکناری، و یا وارد آوردن فشار سیاسی به نظام حاکم و استقرار هر آلترناتیو سیاسی دیگری نقشی سرنوشت ساز ایفا کند. ما اقلیت های جنسی می بایست با هوشیاری در عرصه ی سیاسی کشورمان حضور داشته باشیم و از هر حزب و سازمان و گروه یا فرد سیاسی صراحتا بخواهیم موضع خود را قبال ما مشخص کند. در جهان مدرن به رسمیت شناختن اقلیت های جنسی از مهمترین مسائلی است که هر فعال سیاسی موظف است با صراحت و شفافیت به آن پاسخ دهد. شعارهای کلی و نطق های زیبا و عوام فریبانه نمی باید ما را قانع کند.

حضورقانونی همجنس گرایان به عنوان شهروند جامعه ی ایران، در گرو حضور فعال همجنسگرایان به عنوان شهروند جامعه ی ایران است.