نسخه اصلی نشریه چراغ فایل پی دی اف آن می باشد

 

شماره بیست و پنجم

فوریه 2007 - بهمن 1385

 

 نشریه فرهنگی اجتماعی چراغ

صاحب امتیاز: سازمان دگرباشان جنسی ایرانی

مدیر مسئول: آرشام پارسی

سردبیر: ساقی قهرمان

ویراستار: ساقی قهرمان

صفحه آرا: آرشام

طراح: امیر حسین 

 

هشتادمین میلاد شاملو و هشتمین میلاد پایگاه اینترنتی‌اش

 

شماره بیست و سوم

 

  شماره بیست و دوم

 

  شماره بیست و یکم

 

پیش شماره بیستم

 

پیش شماره نوزدهم

 

پیش شماره هجدهم

 

پیش شماره هفدهم

 

ضمیمه پیش شماره هفدهم

 

پیش شماره شانزدهم

 

پیش شماره پانزدهم

 

ضمیمه پیش شماره پانزدهم

 

پیش شماره چهاردهم

 

پیش شماره سیزدهم

 

ضمیمه پیش شماره سیزدهم

 

پیش شماره دوازدهم

 

ضمیمه پیش شماره دوازدهم

 

پیش شماره یازدهم

 

پیش شماره دهم

 

ضمیمه پیش شماره دهم

 

پیش شماره نهم

 

ضمیمه پیش شماره نهم

 

پیش شماره هشتم

 

پیش شماره هفتم

 

ضمیمه پیش شماره هفتم

 

پیش شماره ششم

 

پیش شماره پنجم

 

ضمیمه پیش شماره پنجم

 

پیش شماره چهارم

 

پیش شماره سوم

 

پیش شماره دوم

 

پیش شماره یکم

 

 

 

  

برخورد با ناهنجاری ها در جامعه و تلاش در تبدیل آن به هنجار

دختر لزبین                                                                                                    بازگشت به صفحه اول نشریه

در طی این مدتی که به مطالعه ی مجلات همجنسگرایی می پرداختم متوجه شدم که ما اقلیت ها از اینکه بعضی از اسامی را روی ما می گذارند ناراحت می شویم و نظرمان این است که دیگران نباید ما را با این اسامی صدا بزنند. برای مثال از همین کلمه ی اواخواهر یاد می کنم. من خودم با اینکه لزبین هستم اما مدت زیادی نیست که با اقلیت های جنسی و با گرایش خودم به طور آگاهانه آشنا شده ام و تا همین چند ماه پیش از ترنس جندرهای عزیز خوشم نمی آمد و آنها را اواخواهر خطاب می کردم. نکته ای در علم روانشناسی است که می گوید اگر علت و ریشه ی یک مشکل را پیدا کنید، به حل آن مشکل کمک می شود. در واقع  اگر نسبت به چند و چون مشکلی آگاهی داشته باشیم در بسیاری موارد همین آگاهی به درمان آن مشکل کمک می کند. خودم هم نمی دانم چه اتفاقی افتاد که نظرم عوض شد اما وقتی خواندم که به کسانی که ترنس جندر و یا دگرجنس گونه اند، و اینگونه به دنیا می آیند می گویند اوا خواهر، تصمیم گرفتم از کلمه ی اوا خواهر دیگر استفاده نکنم. اما الان مدتی است به این فکر می کنم که این عبارت زیباست. راستش حیفم می آید این عبارت حذف شود و در این فکرم که چرا نباید از این اسم استفاده کنیم؟

در مورد به کار نبردن این کلمه ی زیبا فکر می کردم که ناگهان به ذهنم رسید که واقعاً حذف کردن یک کلمه از فرهنگ لغت، حالا چه فرهنگ لغت ادبی چه عامه (خوصوصا عامه)، خیلی سخت است. مثل این است که یک عده تصمیم بگیرند لفظ خرخون یا بچه مثبت را حذف کنند. اصلاً چه نیازی است که ما دایره ی لغاتمان را محدود کنیم؟! بعضی از کلمات در آینده معانی متفاوتی به خود خواهند گرفت. بعد به فکر افتادم که یک کلمه به خودی خود خنثی است؛ معنایی که برای آن کلمه قائل می شویم و نوع دیدگاه مردم است که بار مثبت یا منفی را به کلمه نسبت می دهد. مثل همین دوست پسر، که در بعضی خانواده ها بار معنائی مثبت دارد و نشانه ی افتخار محسوب می شود، در بعضی از خانواده ها خنثی است، و در بعضی از خانواده ها بار معنائی منفی دارد. بار معنایی اوا خواهر بعد از مطالعه در مورد ترنس جندرها، برای من، از منفی به مثبت تبدیل شد. فرض کنید قرار بر این شود که معنی واژگان جنده و متدین با هم عوض شود. در این صورت خانواده های مذهبی برای وصلت با پسرشان دنبال دختری جنده می گردند و مردهای حشری زنان متدین را برای برقراری رابطه ی جنسی نشان خواهند کرد. البته که در این وضعیت خصوصیات اخلاقی و روحی تغییر نکرده فقط جای دو تا کلمه با هم عوض شده است. همانطور که می دانیم در دنیای غرب از بعضی از کلمات که بار معنایی منفی داشتند تابو زدائی شده و کسانی هستند که به راحتی خود را کوئیر یا کونی و... می خوانند. ما هم می توانیم اوا خواهر و دیگر لغات نظیر آن را به معنی مثبت به کار ببریم. مثلاً همانطور که در صحبت های رسمی می گوییم برادر یا پدر و مادر اما در صحبت های صمیمانه و خودمانی می گوییم داداش، بابا، و مامان، در سخنرانی های رسمی، ترنس جندر، و در محاوره ی خودمانی اوا خواهر به کار ببریم. بعضی افراد معتقدند که این لفظ توهین به زن است اما مگر رفتار زنانه چه اشکالی دارد که اگر یک مرد مثل زن رفتار کرد او را با این اصطلاح خوار و خفیف می شمارند و به او توهین می کنند؟ نظر من این است که ما خود به یک کلمه بار معنائی منفی یا مثبت می دهیم و در درجه بعدی علت خوار شمردن اینگونه افراد داشتن رفتار زنانه نیست، بلکه داشتن رفتاری مشابه رفتار جنس مخالف است. در جامعه ی ما داشتن رفتار مشابه رفتار جنس مخالف، غیر عادی و تابوست و این در مورد زنان هم صدق می کند. دخترهایی که پسرانه رفتار می کنند و ظاهری پسرانه دارند در جامعه ی ما دوستداران زیادی ندارند. به همین دلیل من کاربرد این لغت را اهانت به جنس مؤنث نمی دانم.

نکته ی دیگر جوک هاییست که ما در مورد اقلیت های جنسی می شنویم و ظاهراً اقلیت های جنسی نسبت به این جوک ها حساسیت دارند و از شنیدن چنین مضمون هایی ناراحت می شوند. به نظر من، با اینکه خیلی خوب است آدم احترام خود را حفظ کند اما در کنار آن، حساسیت بیش از حد هم نباید داشت. شما اگر در مورد اقلیت های جنسی  جوکی بشنوید و ببینید که مایه ی خنده ی دیگران است ناراحت می شوید اما من خودم از هر چیزی خوشم بیاید از شنیدن یا خواندن مطلب طنز در مورد آن هم خوشم می آید. اصلاً به نظر من بهترین فرصت برای آگاه کردن مردم همان لحظه است و آدم در عین خنده می تواند بگوید "البته این گروه از اقلیت ها اینطوری هم که در جوک ها گفته می شود نیستند و این اسامی و صفات هم به اشتباه به آنها نسبت داده شده. من خیلی در مورد این ها مطلب خوانده ام و آدم های باسواد و معنوی و ورزشکار و سیاستمدار و... هم در بینشون هست. بیماری یا یک چیز غیر عادی نیست..."  با حرف هایی از این قبیل می توانیم به آگاهی دادن به مردم بپردازیم. البته اگر دقت داشته باشیم متوجه خواهیم شد که جوک های مربوط به اقلیت های جنسی هم مثل خود آنها در اقلیت هستند. جوک و مطلب طنز در مورد همه وجود دارد، از آلبرت انیشتین گرفته تا ادیان و پیامبران، کشورها، ملیت ها و اقوام و نژادها و حتی زبان های مختلف. اگر کمی فکر کنیم می بینیم فراوان ترین جوک های سکسی در مورد سکس با غیر همجنس است و چقدر هم خنده دارند. اگر بخواهیم جوک های سکسی و قومی قبیله ای را حذف کنیم باید به همان کلاغه می گه دو دوتا می شه غارتا بخندیم. البته هر کسی بسته به دیدگاه خودش با مسائل برخورد می کند.

کلام آخر من با شما دوستان عزیزم این است که برای بالا بردن فرهنگ جامعه و آگاهی رساندن به مردم، راه مناسب حساسیت نشان دادن نسبت به مسائل و تلاش در جهت حذف موارد نیست. ما می توانیم با قضایا با یک دید مثبت برخورد کنیم. به جای ترسیدن رویارویی با موضوع، با آن کنار بیاییم و در درجه ی اول مشکل را بپذیریم و بعد بیندیشیم که چگونه می توانیم از این موقعیت بد به نفع خودمان و در راه پیشبرد اهدافمان استفاده کنیم. ما بهتر است در جستجوی راهی باشیم که به جای حذف عبارات و اصطلاحات، از آنها تابو زدائی کرده و به آنها بار معنائی مثبت بدهیم. یک کلمه به خودی خود فاقد ارزش معناییست و این فرهنگ یک جامعه است که به یک کلمه ارزش معنوی مثبت یا منفی می دهد. کلمات در دل فرهنگ یک جامعه معنا یافته اند و در مرحله ی بعد، در فرهنگ لغت جا گرفته اند. پس بهتر است با مثبت اندیشیدن فرهنگ منفی جامعه مان را نیز به مثبت اندیشیدن بکشانیم. آن موقع است که یک انسان لامذهب، مرتد، مطرب، کونی و یا اواخواهر، در صورتیکه به کسی ظلم نکند، انسانی با هویت اجتماعی مثبت خواهد بود که زندگی جنسی و خصوصی او تأثیری در ماهیت دیدگاه های اجتماعی او نخواهد داشت. آن موقع وزیر ارشاد هم با خیال راحت اگر دلش بخواهد کون می دهد یا کون می کند و دیگر به صرف داشتن ارتباط جنسی از پشت  شخصیت و هویت کسی را زیر سؤال نمی برد.

 

استفاده از کلیه مطالب با ذکر عنوان "نشریه چراغ، سازمان دگرباشان جنسی ایرانی" آزاد است