بازگشت به صفحه اول نشریه
 
 
 
سال سوم
شماره بیست و هشتم
می 2007 - اردیبهشت 1386

 

 

 

 

همجنسگرایی

باورها / واقعیت ها

ترجمه: آیدین مختاری

 

زمانی که شما تفاوت گرایش جنسی عزیزی را در می یابید احتیاج به شفاف سازی و درک تعدادی از مسائل دارید.

ما به عنوان والدین می بایست روندی معمول را در این رابطه پشت سر بگذاریم.

امید می رود این مطلب که پیرامون واقعیات همجنسگرایی نگاشته شده به روشن سازی بخشی از پرسش های شما در این زمینه بیانجامد و سهمی در آموزش شما در خصوص آنچه لازم به آموختن است، داشته باشد.

باور :  اکثر گی ها و لزبین ها خود را افرادی متعلق به گروه جنسی مخالف می دانند.

واقعیت: اگر نتوان گفت همه، اما اکثریت گی ها و لزبین ها از جنسیت خود بسیار راضی و خوشحالند. طبیعت گرایش جنسی انها چنان است که جنسیت شان را رد نکرده، بلکه آن را پاس می دارد و تأیید می کند. مردم اغلب همجنس گرایی را با دگرجنس گونگی و یا دگرجنس پوشی اشتباه می گیرند. دگرجنس گونه ها اعتقاد دارند که در قالب و بدنی اشتباه زاده شده اند و می بایست جنس مخالف خود می بودند. دگرجنس پوش ها افرادی هستند که تمایل به پوشیدن لباس جنس مخالف خود را دارند. همچنین اکثر دگرجنس پوش ها، افراد دگرجنس گرا هستند.

باور: همجنس گرایی نوعی بیماری روانی است و قابل درمان است.

واقعیت: جامعۀ روانپزشکان امریکا در سال 1973 همجنسگرایی را از لیست بیماری های روانی رسمی حذف کرد. جامعۀ روانشناسان امریکا نیز این عرضحال را در سال 1974 دنبال نمود. به همین ترتیب، اکثریت انجمن های روانشناسان و روانپزشکان در سراسر جهان از این اصلاحات پیروی کرده اند.

باور: تمامی گی ها، لزبین ها، دوجنس گراها و دگرجنس گونه ها بر اساس یک نوع طرز رفتار و یا یک نوع خصوصیت ظاهری شناسایی می شوند.

واقعیت: تنها درصد کوچکی از این افراد رفتارها و خصوصیات کلیشه ای از خود بروز می دهند. همجنسگرایان و دگرجنس گونه ها نیز همانند دگرجنس گرایان دارای خصوصیات متفاوتی از قبیل رنگ و شکل و قد و اندازه اند. همچنین تعدادی از دگرجنس گرایان نیز خصوصیاتی نظیر آنچه غالبآ خصوصیات همجنسگرایان خوانده می شود را از خود بروز می دهند.

باور: گی ها و لزبین ها می توانند از راه داشتن سکس خوب با فردی از جنس مخالف درمان شوند.

واقعیت: به خاطر داشته باشید که شما نمی توانید همجنسگرایی را درمان کنید. هرچند ممکن است بسیاری از گی ها و لزبین ها تجربه ی رابطۀ جنسی رضایت بخشی با افراد جنس مخالف خود نیز داشته باشند، اما اکثر آنها هرگز فعالیت و رابطۀ جنسی با افراد جنس مخالف خود را برنمی گزینند و همچنین این نظر را که دگرجنس گرایان دارای جایگاهی ویژه در قلمرو "سکس خوب" هستند را خوش نداشته، آن را به چالش می گیرند.

باور: شما یا دگرجنس گرا هستید و یا همجنس گرا؛ افراد بسیار اندکی دوجنس گرا هستند.

واقعیت: در پاسخ به این نظر، متداولاً به مطالعات دکتر آلفرد کینسی و همکارانش اشاره می شود. بر اساس داده های آنان، تعداد کمی از افراد صرفاً دگرجنس گرا یا همجنس گرا هستند. اکثر افراد در جایی در میانۀ این درجه بندی (مابین دو حالت همجنسگرایی محض و دگرجنس گرایی محض) قرار می گیرند و بنابراین ظرفیت داشتن تجربۀ عاطفی و جنسی با هر دو جنس را دارا هستند.

باور: افراد گی، لزبین و دوجنس گرا نمی بایست به عنوان معلم انتخاب گردند چرا که سعی خواهند نمود دانش اموزانشان را هم به شیوۀ زندگی خود بکشانند.

واقعیت: غیرممکن است که افراد دگرجنس گرا را همجنس گرا نمود، همانگونه که عکس آن نیز غیر ممکن است. بنابراین این باور بی پایه است.

باور: اکثریت سوءاستفاده گران از کودکان، مردان و زنان همجنس گرا هستند.

واقعیت: امار نشان داده ست که عمدۀ اعمال بچه بازی یا سوءاستفاده از کودکان از جانب دگرجنس گرایان انجام گرفته. در واقع بیش از %90 کلیۀ سوءاستفاده های گزارش شده، از جانب مردان دگرجنس گرا بوده است.

باور: هیچکس نمی داند چه عاملی سبب همجنس گرایی می شود.

واقعیت: این موضوعی پیچیده و بحث انگیز است. در واقع تا کنون پژوهشی به قطع علل همجنس گرایی، دو جنس گرایی و همچنین دگرجنس گرایی را نیز نشان نداده است. گروهی باور دارند که این پدیده ای از پیش شکل یافته به وسیلۀ وراثت و هورمون ها می باشد. گروهی دیگر نیز بر این باورند که ما پیشاپیش استعداد پرورش انواع رفتارهای جنسی و عاطفی را داریم و گرایش جنسی خود را به تدریج کسب می کنیم.

باور: در یک رابطۀ همجنسخواهانه معمولاً یکی از شرکا نقش شوهر و دیگری نقش زن را می پذیرد.

واقعیت: لزوماً چنین نیست. اکثر زوج های گی و لزبین سعی در توسعۀ روابطی بر پایۀ برابری و رضایت متقابل دارند که در آن به خاطر آنچه هستند دوست داشته می شوند و نه به خاطر نقشی که ایفا می کنند. معمولاً طرفین رابطه تنها دو مرد یا زن اند که نقشی را میان خود تقسیم می کنند. 

باور: داشتن یک تجربه با همجنس در نوجوانی سهم عمده ای در تعیین همجنسگرایی فرد در بزرگسالی خواهد داشت. 

واقعیت: بسیاری افراد گی و لزبین در نوجوانی با جنس مخالف تجربه داشته اند، اما خود را به عنوان گی یا لزبین می شناسند. این مسئله همچنین در مورد بسیاری از دگرجنس گرایان نیز صدق می کند که در گذشته با فردی از جنس موافق تجربۀ جنسی داشته اند اما پس از آن خود را به عنوان دگرجنس گرا شناخته و تعریف می کنند. برای بسیاری افراد گرایش جنسی مفهومی است فراتر از عمل جنسی صرف.

باور: همجنس گرایی در طبیعت وجود ندارد، بنابراین امری طبیعی نیست.

واقعیت: تاریخ نگاران به ما می گویند که همجنس گرایی از بدو تشکیل نخستین اجتماعات انسانی وجود داشته است. مردم شناسان گزارش می دهند که همجنس گرایان همواره بخشی از هر فرهنگ را تشکیل داده اند. مطالعه ای بر روی فرهنگ های غیر غربی نشان داد که %64 پاسخ دهندگان همجنس گرایی را امری "طبیعی و به لحاظ اجتماعی قابل قبول" دانسته اند. همچنین امروزه این واقعیتی شناخته شده است که رفتار همجنس خواهانه در میان حیوانات نیز امری طبیعی است.

باور: همه گی ها، لزبین ها، دوجنس گراها و دگرجنس گونه ها چنین شیوه و گرایشی را انتخاب کرده اند.

واقعیت: تنها جایی که به نظر می رسد انتخاب وارد قضیه می شود زمانی است که آن ها تصمیم می گیرند چگونه و به چه شیوه هویت خود را تصدیق و بازشناسی کنند؛ زمانی که انتخاب می کنند که آیا اشکار سازی کنند یا نه، و در صورت آشکار سازی، چگونه و با کی.

 

 

 

  بازچاپ مطالب نشریه چراغ تنها با ذکر ماخذ آزاد است