بازگشت به چراغ 33
 
 
 
سال سوم
شماره سی و سوم
اکتبر 2007 - مهر 1386

 

 

 

 

 

تاکاهاشی موتسو

کنت پوبو (Kenneth Pobo)

ترجمه ی حمید پرنیان

http://www.glbtq.com

 

تاکاهاشی موتسو (Mutsuo Takahashi)، که در سراسر جهان به عنوان شاعر و نمایشنامه نویس شناخته شده است، در آثار آشکارا همجنسگرایانه اش تمایل همجنس خواهی را گرامی می دارد. او در ۱۵ دسامبر ۱۹۳۷ در ژاپن به دنیا آمد، و در دانشگاه فوکوکا (Fukuoka) به فراگیری دانش آموزش و پرورش پرداخت. او چندین دفتر شعر به چاپ رساند: «تو آنها را کثیف می کنی، چیزها را کثیف تر انجام ده» (۱۹۶۶)، «شعرهای یک کیرگرا» (۱۹۷۵)، «تمرین/ نوشیدن خوردن» (۱۹۸۸)، «باغ خرگوش ها» (۱۹۸۸)، و «خوابیدن گناه کردن سقوط کردن» (۱۹۹۲).

شاعران اندکی هستند که، همچون تاکاهاشی، به چنین مهارتی می رسند و شوق سرشاری به اشعارشان دارند، به ویژه شاعرانی که در کارهایی شان به تمایل همجنسگرایانه می پردازند. او پاداش های معتبری برای آثارش دریافت کرد، همچون جایزه های رکته ای (Reketei)، یومی یوری (Yomiuri)، و تاکامی جون (Takami Jun).

کارهای او در زمینه ی درام هم ستایش برانگیز بوده است. او جایزه ی یاماموتو کنکیچی (Yamamoto Kenkichi) را در سال ۱۹۸۷ برای نمایش نامه ی «شاهدخت مده آ» اش گرفت. از دیگر کارهای او می توان به اقتباسی که از نمایش «در هوس دوره گردی کردن» ییتس (W. B. Yeats) کرده است و نمایش نوه (noh) (گونه ای نمایش سنتی ژاپنی) که از «Le Procès de Gil de Rais» جورج باتایل (Georges Bataille) الهام گرفته است اشاره کرد.

تاکاهشی، حتی در کارهای اولیه اش هم، با زنده دلی و باریک اندیشی از تمایل همجنسگرایی می نوشت. اگرچه در ژاپن رابطه ی همجنسگرایی ممنوع نبود، اما، از آنجا که همجنسگرا به آیین زندگی خانوادگی ژاپنی نمی پرداخت، رانده می شد.

«اوکاما» (okama) (اواخواهر) مسخره می شد و از نگاه مردم می افتاد. بیشتر از نگاه مردم می افتاد و آسان تر به سخره گرفته می شد. اشعار تاکاهاشی به اوکاما جایگاه و آبرو بخشید، هم تمایل جنسی اش را گرامی داشت و هم جایگاه رانده شدگی اش را.

افزون بر آن، بیشتر کارهای آشکارا همجنسگرایانه ی تاکاهاشی تمایل جنسی را گرامی می دارند، و همچون والت ویتمن (Walt Whitman) شادمانی را در بدن مردانه می یابد. اشعار تاکاهاشی از بخش های بدن با شوقی نام می برند که گویی تمایل و هوس جنسی را می کاوند.

سخنگوی شعر شاهکار تاکاهاشی، «اوده» (Ode)، آن چنان که یک نمازگزار آیین شکرگزاری را به جا می آورد، زندگی شهوانی و از نظر جنسی بی قیدش را ستایش می کند. این شعر ۱۰۰۰ خطی با الگوگیری ریشخندآمیزی از آیین شکرگزاری آغاز می شود: «به نام/ مرد، کیر،/ و آب کیر مقدس،/ آمین». سخنگو رابطه ی جنسی را در مکان هایی جستجو می کند که گره به ابروان جامعه می اندازد، او دوباره زاده می شود، و با هر رویارویی جنسی تازه ای رستگار می گردد. برای نمونه، سوراخ کون پرشکوه اهمیت معنوی می گیرد. تنها آن چیزی که «شهوت ساز» است خرسند کننده است.

اشعار «یک کیرگرا» یکی از مهمترین مجموعه های شعری درباره ی تمایل همجنسگرایانه و رابطه ی جنسی است که در این سده سروده شده است. شخصیت های این اشعار اهل سازش نیستند: آنها جهان را همانی می بینند که رانده شدگان می بینند («کونی ای که انگشت ها او را اشاره رفته است») اما از این که رانده شده هستند شادمان اند و خواهان آن هستند. گرچه جامعه ی اکثریت، آنها را مسخره و محکوم می کند، اما آنها از هویتی که دارند خرسندند: مردان همجنسگرایی که لذت جنسی شان رو به مردهای دیگر دارد و با این کار نیرو می گیرند.

در این دفتر شعر، سخنگو هم اکنون اش را می نگرد و هم گذشته اش را. این نگریستن را با کاویدن یادبودهای خانوادگی اش انجام می دهد، همچون یادآوری دایی اش که در بیست و دو سالگی مرد و جاودانه از سوی سخنگو با نام «این خدای جوان» بازیادآوری می شود. معنی ضمنی آن این است که حتی سخنگوی پسربچه هم دارد زندگی شهوانی آینده ی خویش را می سازد

 

 

شعرهای تاکاهاشی موتسو

 

برگردان از ژاپنی به انگلیسی: جفری انجلز (Jeffrey Angles)

برگردان از انگلیسی به فارسی: حمید پرنیان

 

 درخت گل سرخ

معشوق قهرمان آسای من! شما گل سرخی

گل سرخی کمی رنگ پریده، خوش بو شده از همبستری

برابر شما بر خاک زانو می زنم.

ران های تان، که بازوان لرزان من در آغوش شان گرفته است،

گل سرخ اند.

نزدیک چشم های بسته ام

انبوهی از علف هایی است پر از بوی خوش

و در آن، گل سرخی ناشکفته، خیس از شبنم

که خواب صبح گاهی را چرت می زند.

به شما چسبیده ام همچون گدایان یونانی

و بر فراز من

انگشت های تان که مشت شده بود باز می شوند

چانه ی شما می رود بالا

...

شما می شوی یک بوته ی تنومند گل سرخ

با برگ هایی که آفتاب می خورند.

 

به او

خش خش برگ های درخت گلابی

پخش می شود پیش از این که بایستم از حرکت.

شبی پهن شده.

هیچ درختی ایستاده نیست، هیچ باشنده ای نمی خزد بر زمین.

زمین ناهموار می رود به پیش

تا آسمان خراب، آسمان نگران را در آغوش کشد.

 

در آسمان

آن خال، در انتهای زمین،

می بینم اش - یک زندان پنهانی.

میله های ستبر آهنی، درون، یک چانه ی رو به بالا شده

لب های کمی بازشده که آه می کند نفس نوشین را

مژگان خمیده به بالا

اندیشمندی در خود شده

در بر گرفته شده با زنجیر کلفتی از گل ها.

 

این پیکری که نشسته است بر این

صندلی ساده ی چوبی رنج می برد؟

سرخوش است؟

- پا روی پا انداخته

درخت واژگونی از رگ های خونین

می دود بر سینه ی پهن و لخت او،

سنگینی زمین دیگری

بر شانه های اش نشسته است

و بر بازوان خوش تراش اش

سیاهرگی از خشم ورم کرده.

طوطی زردی، گوشت سرد او را می خاید.

 

این زندان پنهانی بر افق

این مرد فسون شده، رنجیده ی پشت میله ها -

برای رسیدن به او چه کار باید کنم؟

آن جنگل گیسوان خوش بو،

آن ستون رخشنده، آن آفتاب تاریکی،

این ران های تیره زیر شورت بوکس بازی،

که سوسن سفید پریده رنگی میان شان فرو رفته است.

 

چه کار باید کنم؟

به زیر پای

شکوه و نیرومندی این مرد زانو بزنم؟

کنار موهای زیربغل این مرد

و بوی خوش سوزان کیر او زانو بزنم؟

چه کار باید کنم تا بوسه ای بکارم

بر سرپنجه ها و خاک پای اش؟ -

انگاره های همه ی قهرمان ها، قدیس ها

همه ی خدایان بال دار، همه ی دزدها

خود را به پای این مرد انداخته اند.

 

مرد

بزرگ می شود بزرگتر

در آسمان کم رنگ که با آهن داغ و لرزنده ای نشان گذاری شده است

و سایه ی من و من

در کنار این درخت گلابی خش خش کننده

به بلندی این درخت حتی نیستیم.

 

به چیزی نیاز ندارم          هیچ چیز جز آن

به چیزی نیاز ندارم          هیچ چیز جز

آن شبی که انباشته شد با خش خش درخت گلابی

به چیزی نیاز ندارم          هیچ چیز جز

این خوشی های بهشت های سوخته را

آن هوای سنگین را         آن شیپور را که با آب دهان خیس شده

به چیزی نیاز ندارم          هیچ چیز جز

آن پوست رخشنده را      آن عرق تن را

آن گیسوان نرم که به یک باره همگی شان می رقصند

به چیزی نیاز ندارم          هیچ چیز جز

آن پشتیبان بیدادگر را      آن کیر خوش بو را

به چیزی نیاز ندارم          هیچ چیز جز

آن بوی خوش منی و لکه های خون را

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بازگشت به چراغ 33

 

 

 

                                                          بازچاپ مطالب نشریه چراغ تنها با ذکر ماخذ آزاد است