|
Ho
Hey Oh,
Listen What I Say Oh
به قلم ِ شروین
خاطره ای از ویرایش ایلیاد
- به سعید ِ نفیسی -
خیلی ها می
گویند من به واسطه ی ارتباط با خدایان دیوانه شده ام .
حتی خیلی
هاشان در معبد یا در معابر تنگ ِ یونان از من دوری می کنند .
جالب این که
یک در میان کسانی که دیوانه ی کور خطاب ام می کنند ، اقلا یک
سال
پیوسته در معبد زئوس (Zeus
)
به عبادت پرداخته اند و دست کم یک
بار قربانی صدتا (
Hecatomb
) برای یکی از خدایان بریده اند .
شما بگویید
چگونه می شود به خدایان اعتقاد داشت و مقرب درگاه شان را دیوانه خطاب
کرد ؟
به هر حال :
صلاح کار کجا و من خراب کجا ؟ زئوس بزرگ خودش دانای مطلق است .
الهه ی شعر
(
Muse
) هم خسته ام کرده است دیگر .
شب هایی که
می آید برای ویرایش و بازسرایی ایلیاد ، یک بند شراب می نوشد و مست می
کند .
من ِ پیرمرد
هم نه نای این دارم که هم پای اش شراب بنوشم و نه آن چنان بردبارم که
انتظار بکشم تا هشیار شود .
دیشب کلافه
به اش گفتم : نمی خواهی خشم آخیلوس (
Achilleus
) را بسرایی ؟
خندید و گفت
: ... پیش آر پیاله را که شب می گذرد .
همیشه می
خندد .
کلاً الهه ی
خنده رویی ست .
هرچند هرگز
در هشیاری کامل ندیده ام اش .
خنده ای
صامت دارد .
یک شب که
مست بود و می خندید صورت اش را لمس کردم .
دستان ام می
گفتند که لب های باریک و کوچکی دارد .
کلاً
ریزاندام است .
پاشویه اش
که می کنم ، کل ساق پای اش را توی دست ام می گیرم .
به هر حال
الهه ی ریز نقشی ست .
وقتی خندید
و گفت پیش آر پیاله را که شب می گذرد ، دست اش را دراز کرد و کاسه ی
شراب را از دست ام گرفت .
دست اش به
دست ام خورد .
بارها اتفاق
افتاده است .
دست های
نازک و کشیده ای دارد . و ناخن هایی کوتاه ... کوتاه ِ کوتاه .
از صدای
تکان خوردن ِ شراب توی کاسه فهمیدم که جرعه ای نوشید .
گفتم : نمی
سرایی الهه ؟
زئوس این
طور صدای اش می کند و من .
گاهی که هرا
(Hera
)
حسادت زنانه اش را رها می کند و دمخور ِ الهه می شود هم این گونه صدای
اش می زند .
شنیده ام
هفستوس (
Hephestus
) دورادور دوست اش دارد .
امان از
این خدایان و الهه ها که سر از کارشان درنمی آورم .
دوباره صدای
تکان خوردن شراب آمد .
بی رمق گفت
: آخیلوس کیست ؟
از کوره در
رفتم .
مجال شراب
خواری و می گساری نبود .
گفتم : ای
که از مستی خرد از دست داده ای ، که چشم سگ و دل گوزن داری ... آخیلوس
فرزند ِ پله
( Pelee )
و تتیس پروردگار دریاها (
Thetis
) .
دوباره شراب
نوشید و دوباره صدای تکان خوردن شراب را شنیدم . گفت : می نویسی هومر ؟
گفتم بگو .
نام هشت
خواهرش را برد و پس از آن خواند ... همه ی ایلیاد را همان شب خواندیم
بازسرایی کردیم .
و همه ی
شراب های ام را بلعید .
زئوس بزرگ
می داند شراب های ام چه قدر ارزنده بودند .
دوباره
شراب نوشید و دوباره صدای تکان خوردن شراب را شنیدم . گفت : می نویسی
هومر ؟
گفتم : ای
که از مستی خرد از دست داده ای ، که چشم سگ و دل گوزن داری ...
نام هشت
خواهرش را برد و پس از آن خواند ... همه ی ایلیاد را همان شب خواندیم
بازسرایی کردیم .
زئوس بزرگ
می داند شراب های ام چه قدر ارزنده بودند .
گفتم بگو
و همه ی
شراب های ام را بلعید .
بازگشت به چراغ 33 |