بازگشت به چراغ 33
 
 
 
سال سوم
شماره سی و چهارم
نوامبر 2007 - آبان 1386

 

 

 

 

 

ناگزیر و ناگریز

 آذین دروی پور

 

 رئیس جمهور، واژه ای گران و پرمایه كه امروزه حتی با خدعه و نیرنگ هم از آن  لقب عده ای گماشته می شود

و اما موضوع وجود و یا عدم وجود همجنسگرا و یا به زعم گروهی، همجنس باز در سرزمینی پهناور با تمدنی چندین هزارساله به نام ایران.
اساساً پاسخ داده شده به سؤال پرسیده شده، آنچنان ناشیانه است كه نخست نه تنها پاسخ به سؤال پرسیده شده نبوده بلكه در ادامه ی خود پاسخی فراگیر به یك سلسله از سؤال های عمومی و اختصاصی دیگر در ارزیابی شخصیت فكری پاسخ دهنده می باشد؛ پاسخی كه پرسشگر را محكوم به سكوت كرده و او را در فضایی تعریف نشده و مبهم رها می سازد و این دقیقاً همان نكته ایست كه معرف سطح دانش و تفكر و طرز نگرش پاسخ دهنده می باشد.

شاید بی جهت نبوده كه چنین دعوتی در سطحی عالی از سوی جامعه ی فرهنگ و دانش صورت گرفته. بی شك روان شناسان و متخصصین امر درجلسه حضور داشته و مستقیم یا غیر مستقیم از نقطه نظرهای پاسخ داده شده به سؤالات این جلسه  آگاهند. و اما این سؤال در ذهن جاری خواهد شد كه آیا نفی صریح و آشكار مقوله ی هستی با پاسخی مطلقاً نابخردانه و غیر منطقی دلیل براثبات آن است؟
حتی اگر بخش پاسخگوئی به سؤال مربوط به موضوع همجنسگرایی در ایران از سایت ریاست جمهوری حذف نمی شد، حتی اگر نقض آشكارحقوق بشر، آنهم در سطوح بسیار ابتدایی، دامنگیر روزافزون دولت جمهوری اسلامی ایران نمی بود، و یاحتی اگر طفره آشكار از پاسخ به پرسش واضح و روشن صورت نمی پذیرفت، اساساً ادعای عدم وجود هر چیز ، نیاز به اثبات قطعی داشته و حال آنكه موضوع بحث بكلی منتفی است.
آنچه به عنوان پاسخ گفته شد حتی اگر نتیجه ماه هابحث و تبادل نظر در ارائه ی جوابی فراگیر و به اصطلاح رندانه بوده باشد، از نظر كلی طفره ای آشكار كه نشان از ناتوانی ست بوده. در عین حال لحن و كاربرد لغتی نامناسب به جای واژه ی همجنسگرا نمایانگر یك جبهه گیری مغرضانه در برابر قشر جامعه ی همجنسگرای داخل و خارج از ایران می باشد كه خود دلیلی واضح براثبات وجود آن است. در واقع پاسخ داده شده با اصل موجودیت خود در تضاد می باشد.
 
چگونه می توان از منابع زمینی كه زبان گفتار ندارد آگاهی یافت؟
لزوماً باید با كمك علوم مربوطه به كشف منابع آن پرداخت، حال آنكه با كاوش و جستجویی دقیق و پیشرفته تر امكان كشف منابعی جدید در دل آن میسر می باشد.
در مقایسه با روح و روان آدمی كه حاوی  شعور، ادراك و قوه ی تكلم است مسأله بسیار پیچیده تر و در عین حال گسترده تر می باشد.
با كدام تجهیزات می توان پی به اقشار مختلف فكری و رفتاری جامعه برد؟
آیا معرفی شدن یك قشر در سطح جامعه نیازمند بستری مناسب، آزاد، مطمئن و فراخور حال آن نیست؟
آنچه از اوضاع جامعه ی حال حاضر داخل ایران به چشم می خورد، به گوش می رسد، و به كرات تجربه شده است فضایی جز خفقان، ترس، بیداد، شكنجه، آزار و استبداد حتی در جزئی ترین آزادی های فردی نیست و كتمان حقیقتی در سطحی بدین وضوح خود حكایت از در نظر نگرفتن خواسته ها و آزادی های فردی معقول و بی واسطه ی قشر همجنسگرای جامعه ی ایران و ایرانی دارد، فضایی لبریز از جبر و زور و شكنجه كه به انحاء گوناگون، اقشار مختلف آزادیخواه جامعه ایرانی را محكوم به بستن بار هجرت و راهی دیار غربت می كند كه تا رسیدن به مأمنی آسوده، مسیری دشوار و طاقت فرسا را تحمل باید.
سؤال اینست، آیا در خصوص صحت و یا سقم بدیهیات همچنان باید نگران اظهار نظرهای دولت های سركوبگر و پر خفقان بود؟

آنچه امروزه ما شاهد آنیم نمایش استبداد تمام عیار و محض از سوی دولت جمهوری اسلامی است. معرفی هرچه موشكافانه تر چنین سیستمی مستبد به جهانیان تا حد امكان اكیداً نیاز به بررسی همه جانبه در كلیه ی ابعاد علمی و تحقیقی دارد، مسئولیتی ناگزیر و ناگریز كه بر دوش ماست.

 

بازگشت به چراغ 34

 

 

 

                                                          بازچاپ مطالب نشریه چراغ تنها با ذکر ماخذ آزاد است