بازگشت به چراغ 33
 
 
 
سال سوم
شماره سی و چهارم
نوامبر 2007 - آبان 1386

 

 

 

 

 

بابا آب داد

مجید_گی

 

بابا آب داد

 

بابا نان داد

 

اما بابا زندگی یاد نداد

 

بابا محبت یاد داد

 

ابراز محبت یاد نداد

 

سرنوشت گریه یاد داد

 

اما بابا گریه ام را ندید

 

بابا ایرانی ست

بابا سنتی ست

او از من عروس می خواهد، نه داماد

 

بابا ادب می کند:

 

جدی باش

محکم راه برو

ابرو باریک نکن

لباس تنگ نپوش

آرایش نکن

 

روانپزشک ام

می فهمد همه چیز را

حتی درد دل امثال مرا

 

می گوید فکر خوبیست

اگر می خواهی بروی

 

 در آنجا

شاید که فهمیدند مرا

 

اگر نتوانم

چکار کنم؟

 

بمانم تا مرگ؟

دل به دریا زدن یا سوختن؟

 

بابا نمی داند

اینجا باباها نمی دانند همجنسگرایی ما را

 

دل من به چه خوش است؟

سالی یک بار سکس

 

می دانم که می گویند بیمارم

در خیابان، پارک، یا اتاقم

زندانیم

هیچ کس مرا نمی فهمد

 

می خواهم بروم

به دنبال دلم

بابا نمی داند

باید شبانه

در تاریکی

رخت بر بندم

تا آنجا که من خودم باشم

 

 

بازگشت به چراغ 34

 

 

 

                                                          بازچاپ مطالب نشریه چراغ تنها با ذکر ماخذ آزاد است