بازگشت به چراغ 33
 
 
 
سال سوم
شماره سی و چهارم
نوامبر 2007 - آبان 1386

 

 

 

 

 

 "نگاه "

اون

oon.yaddasht@gmail.com

Intercontinental Bathroom

اعیانی ترین سرویس بهداشتی

 

داشتم عکس ها و خاطرات نه چندان دور رو مرور می کردم که به این دو تا رسیدم که می بینید:

 

مال کجاست؟

این که داد می زنه مال زندگی پناهجوئی توی ترکیه است!

این همه شیک، مدرن و بهداشتی رو یکجا دیده بودید؟ نه خدا وکیلی؟!

 

آره قربون، اول می ری توی اون توالت سوپر هایژنیک دم در،  اون چیزی که ول شده  روی زمین شلنگ طهارت است که به خاطر جنس بسیار مرغوبش هیچ جا بند نمی شه.  بعد  از اینکه به سلامتی کارت رو کردی و طهارت گرفتی جهت شستن دستات "هم چین آب چکون آب چکون" می آی از وسط سالن نشیمن و آشپزخانه رد می شی. خوب که خونه رو کردی عین نجاست، می ری توی حموم (اوناش، اون عکس دومی). اون شیر آب اون پایینه، بازش می کنی دستات رو می شوری، آره زیرش هم برات یک پارچ گذاشته شده که یه وقت خدای نکرده آب نریزه روی زمین و بپاشه بهت نجس شی!

آره فدات شم از این بهتر چی می خوای!

آب گرم هم برای طهارت پایین تنه ات ضرر داره ( هزار بیماری میاره! سوسول می شی! بد عادتت می کنه!) با همون آب سرد تو چله ی زمستون طهارت بگیر که دیگه توالت رفتن از سرت بیفته.

هی راستی صابون شستن رخت با اون ماشین لباسشوئی به دلت نزن، رختا به روش کاملا سنتی با چنگ های مبارک خودت توی اون تشت آبی رنگ  (که آدم رو یاد آسمون آبی میندازه) شسته می شن.

بنده خدا بهروز چایی پرید تو گلوش، داشت خفه می شد از شدت خنده وقتی داشتم سرویس بهداشتی خونه م رو براش ترسیم می کردم. خونه ی اونا به شیکی و مدرنی خونه ی من نبود. دستشویی داشتن توی توالت شون. خوب بدبخت ندیده بود تا حالا این مدلش رو دیگه. می گفت تا حالاهتل هیلتون شهرها و کشورهای مختلف رو دیده ولی این مدلی اش رو نه خدا وکیلی!

گفتم آره بخند، خنده هم داره حال و روز ما گی ها اینجا.

این بدبختی رو توی خواب هم می دیدم!هی..........

 آره ترکیه همش هم بدبختی و سرما و گرسنگی ........ نبود، خنده هم داشت

اما خنده به همه این بدبختی ها.......

بازگشت به چراغ 34

 

 

 

                                                          بازچاپ مطالب نشریه چراغ تنها با ذکر ماخذ آزاد است