بازگشت به چراغ 36
 
 
 
سال سوم
شماره سی و ششم
ژانویه 2008 - دی 1386

 

 

 

 

 

کریسمَس

رضا (پسر)

 

به انگلیسی:

Christmas

به فرانسوی:

Noël

 

روزی است که برپایه گاهشماری مسیحیان زادروز عیسی دانسته می‌شود و بزرگترین جشن مسیحیان جهان می‌باشد. مسیحیان این روز را با آیین های ویژه برگزار می‌کنند. برای نمونه درخت کاجی را برای کریسمس می‌آرایند و شخصیتی به نام بابانوئل یا سانتا کلاوس در این روز پیشکش هایی به مردم می‌دهد. بیشتر مسیحیان این جشن را در ۲۵ دسامبر برگزار می‌کنند.

"کریسمس"، جشنی که هر ساله نوید آغاز سال نوی میلادی را به جهانیان می‌دهد، یک جشن مذهبی برای مسیحیان است که در طول تاریخ خود، دگرگونی‌های بسیاری را تجربه کرده است. آنگونه که از تاریخ بر می‌آید کریسمس در قرن چهارم میلادی که امپراطوری روم (بیزانس) بطور رسمی آیین مسیحیت را پذیرفت در دنیای غرب رایج شد و به مرور زمان نشو و نما گرفت.

مورخان می‌گویند این جشن گرچه متعلق به مسیحیان است اما در اصل از ایران باستان و آیین "مهر" (میترائیسم) گرفته شده و به همین دلیل با دی و شب یلدای ایرانی همزادی و اشتراکات فراوان دارد. آنان در این زمینه به اختلاف نظرهای موجود بر سر سالروز ولادت حضرت عیسی(ع) استناد می‌کنند و می‌گویند که بحث میان بزرگان عالم مسیحیت و تاریخ نگاران درباره روز میلاد آن حضرت چنان زیاد است که نمی‌توان روزی را مشخص کرد.

زمان "کریسمس" اکنون نیز میان شاخه‌های مختلف مسیحیت اعم از ارتدوکس، کاتولیک و پروتستان ها متفاوت است و هریک مبنایی را برای آن تعیین کرده‌اند گرچه همه ی این روزها به سالروز تولد "مهر" (میترا) - خدای پاکی- در ایران باستان نزدیکند. آداب و رسوم کریسمس نیز در طول زمان دچار دگرگونی های بسیار شده است به‌گونه‌ای که می‌گویند هدیه‌ دادن و شیرینی‌های متنوع و رنگارنگ آن در قرن نوزدهم میلادی توسط تاجران یهودی در اروپا رایج شد. عده بسیاری نیز معتقدند که "بابانوئل"، شخصیت افسانه‌ای که مسیحیان را در ایام کریسمس با هدایای خود خوشحال می‌سازد، در واقع از عمو نوروز ایرانی الهام گرفته و در ابتدا لباسی سبز بر تن داشته است. علت تغییر رنگ بابانوئل به لباس قرمز مشخص نیست و به همین دلیل امروزه عده‌ای - به طنز یا جدی- معتقدند که شرکت کوکاکولا چنین رنگی را به آن داده است. بابانوئل پیش از این به کودکان هدیه می‌داد اما چند دهه است که به لطف تبلیغات دنیای مصرف دادن هدیه به بزرگان را نیز مد کرده است .

بابا نوئل

بابانوئل یک شخصیت تاریخی و داستانی در فرهنگ عامیانه کشورهای غربی و مسیحی است. نام بابانوئل با جشن کریسمس آمیخته شده است. بابا نوئل عمدتا یک پیرمرد چاق با ریش سفید بلند و لباس قرمز است که در روز کریسمس یا شب قبل از آن هدیه هایی را برای بچه ها می آورد.

بابانوئل که در زبان فارسی به کار برده می شود برگرفته از اصطلاح فرانسوی پاپانوئل

Papa Noël و یا Père Noël

(پدر نوئل) است. در بیشتر کشورهای دنیا نام انگلیسی - آمریکایی آن سانتا کلاوس

Santa Claus

استفاده می شود. سن نیکولاس، بابا کریسمس و کریس کرینگل نام های دیگر این شخصیت اند. بابا نوئل اشاره به نام یکی از کشیشان مسیحی به نام سن نیکولاس دارد که در قرن چهارم میلادی می زیسته است. وی از اهالی بیزانس و منطقه آناتولی در ترکیه فعلی بوده است و به خاطر کمک و دادن هدیه به فقرا شهرت داشته است.

درخت کریسمس

رسم بسیاری از مسیحیان است که درختی را برای روز کریسمس (جشن زادروز عیسی مسیح) تهیه و آن را در خانه قرار دهند. درخت کریسمس معمولا از درختان دارای برگ های سوزنی بویژه کاج تهیه می شود و می تواند در اندازه های مختلف باشد. خانواده های مسیحی با تزئین درخت کریسمس سعی در شاداب کردن محیط خانه دارند.

تاریخچه درخت کریسمس

سنت درخت کریسمس به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان درختان تزیین شده را به خانه های خود آوردند برمی گردد. همچنین در آن زمان عده ای هرم هایی از چوب می ساختند و آنرا با شاخه های درختان همیشه سبز و شمع تزیین می کردند

به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخش های دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال 1841، انگلستان، پرنس آلبرت، شوهر ملکه ویکتوریا با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به مد روز مبدل کرد.
واضح است که خانواده های ثروتمند انگلیسی به سرعت از این مد پیروی کردند و با ولخرجی تمام به تزیین درخت می پرداختند. در سال های 1850 این تزیینات شامل عروسک، لوازم خانه مینیاتوری، سازهای کوچک، جواهرات بدلی، شمشیر و تفنگ اسباب بازی، میوه و خوراکی بود.

بسیاری از آمریکایی های قرن نوزدهم درخت کریسمس را چیزی غریب می دانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا مربوط به سال 1830 است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمک های مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال 1851 چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار می آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.
در حدود سال های 1890 لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد می شد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت می یافت. جالب است که اروپاییان از درختان کوچکی که حدود 1 تا 1.5 متر طول داشتند استفاده می کردند در حالی که آمریکاییان درختی را می پسندیدند که تا سقف خانه برسد.
در اوایل قرن بیستم آمریکاییان درخت های کریسمس را بیشتر با لوازم تزیینی دست ساز خودشان تزیین می کردند اما بخش های آلمانی/آمریکایی همچنان به استفاده از سیب، بلوط، گردو و شیرینی های کوچک بادامی ادامه می دادند.
کشف برق به ساخته شدن چراغ های کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمان های مهم-چه شخصی و چه دولتی- با برپا کردن یک درخت به اسقبال تعطیلات کریسمس می رفتند.
در تزیین درخت های کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت از فیگورهای پری های کوچک- به نشانه ارواح مهربان- یا زنگوله و شیپور- که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار می رفت- استفاده می شد.
در لهستان درخت کریسمس با مجسمه های کوچک فرشته، طاووس و پرندگان دیگر و تعداد بسیار زیادی ستاره، پوشیده می شد. در سوئد، درخت را با تزیینات چوبی که با رنگ های درخشان رنگ آمیزی شده اند و فیگورهای کودک و حیوانات از جنس پوشال و کاه تزیین می کنند. دانمارکی ها از پرچم های کوچک دانمارک و آویزهایی به شکل زنگوله، ستاره، قلب و دانه برف استفاده می کنند. مسیحیان ژاپنی بادبزن ها و فانوس های کوچک را ترجیح می دهند.
تزیین درخت در اوکراین نیز بسیار جالب است، آنها حتما در تزیین درخت خود از عنکبوت و تار عنکبوت استفاده می کنند و آنرا خوش یمن می دانند زیرا بنا بر یک افسانه قدیمی زنی بی چیز که هیچ وسیله ای برای تزیین درخت و شاد کردن فرزندان خود نداشت با غصه به خواب می رود و هنگام طلوع خورشید متوجه می شود که درخت کریسمس خانه اش با تار عنکبوت پوشیده شده است و این تارها با دمیدن خورشید به رشته های نقره مبدل شده اند.

افسانه های درخت کریسمس

افسانه های بسیاری درباره پیدایش درخت کریسمس وجود دارد. یکی از آنها داستان سنت بانی فیس (یک راهب انگلیسی که کلیسای مسیحی را در فرانسه و آلمان سازماندهی کرد) است.

او در یکی از سفرهای خود به گروهی از بت پرستان برمی خورد که به دور درخت بلوط بزرگی گرد آمده بودند و می خواستند کودکی را برای خدایی به نام تور، قربانی کنند. بانی فیس برای نجات جان کودک و جلوگیری از این رسم وحشیانه درخت تنومند را با یک ضربه مشت خود بر زمین می اندازد. در جای این درخت یک نهال کوچک صنوبر می روید. این قدیس به بت پرستان می گوید که این صنوبر کوچک درخت زندگی و نماد زندگی جاویدان حضرت مسیح است.

یک افسانه دیگر می گوید که مارتین لوتر، بنیان گذار مکتب پروتستان، در شب کریسمس از میان جنگلی می گذشت. او در حین راه رفتن محو زیبایی هزاران ستاره که از میان شاخه های درختان همیشه سبز جنگل می درخشیدند شده بود و آنچنان تحت تأثیر این زیبایی قرار گرفته بود که درخت کوچکی را برید و برای خانواده اش برد.در آنجا برای به وجود آوردن منظره جنگل درخت را با شمع های کوچکی بر تمام شاخه ها آراست.
قصه دیگر درباره هیزم شکن فقیری است که سال ها پیش در شب کریسمس به کودک گرسنه و گمشده ای بر می خورد و با وجود فقر فراوان برای کودک غذا و سرپناهی مهیا می کند. هنگام صبح، هیزم شکن بیدار شده و درخت درخشان و زیبایی را در پشت در منزل خود می بیند. آن کودک گرسنه، در واقع حضرت مسیح بوده و درخت زیبا را به عنوان هدیه ای به مرد نیکوکار در آنجا گذاشته بوده است.

عده ای سرچشمه پیدایش درخت کریسمس را "نمایش بهشت" می دانند. در قرون وسطا، زمانی که اکثر مردم بی سواد بودند، برای آموزش داستان های مذهبی به آنان از نمایش استفاده می کردند. یکی از این نمایش ها، نمایش بهشت بود که درباره پیدایش آدم و حوا و داستان رانده شدن آنها از بهشت صحبت می کرد و همه ساله در 24 دسامبر اجرا می شد.
اجرای نمایش در زمستان، یک مشکل کوچک داشت و آن نیاز به یک درخت سیب بود اما درختان سیب در زمستان باری نداشتند. با یک تغییر کوچک، مشکل حل شد و آن آویختن سیب به شاخه های درخت همیشه سبزی چون صنوبر بود. درخت های مزین به گوی های رنگین درواقع نوادگان این درخت های نمایشی هستند.

 

منابع:

 

http://fa.wikipedia.org/wiki

 

http://www.bigfoto.com

 

 

 

 

 

                                                          بازچاپ مطالب نشریه چراغ تنها با ذکر ماخذ آزاد است                                                                                                                            بازگشت به چراغ 36