![]() |
سال چهارم | شماره سی و هشتم | مارچ 2008 / فروردین 1387 | شناسنامه و تماس | آرشیو چراغ | بازگشت به صفحه ی نخست |
|
پاسخ به عصر ایران امیر وطن زاده
نگارنده مطلب که مشخصاً با یکسری از اطلاعات از پیش تعیین شده شروع به نوشتن کرده و خود آگاهی نسبت به موضوع مورد نگارش خود نداشته از همان ابتدای مطلب با تناقض گویی و ابهام مطلب را شروع کرده و در خطوط پایانی با یادآوری مجازات ننگین مرگ آنرا به پایان برده است. نویسنده مطلب در پاراگراف دوم معلوم نیست با بررسی کدام جامعه ی انسانی و متمدن امروزی آورده است:«همجنس گرایی به عنوان یک انحراف روانی و اخلاقی، در همه جوامع و از جمله ایران وجود داشته و دارد، هر چند که برخوردهای یکسانی با این پدیده ضد اخلاق، در جوامع گوناگون نمی شود؛ برخی کشورها، آن را حتی در متون قانونی خویش به رسمیت شناخته اند و در جاهایی دیگر، مجازات هایی از طرد اجتماعی تا مرگ برای این افراد در نظر گرفته اند؛ در این میان آنچه مهم است این که همجنس گرایی به عنوان یک آفت اخلاقی - اجتماعی، یک واقعیت است که انکارش نمی تواند مسیری اصلاح گرایانه تلقی شود.» نویسنده در حالی از همجنس گرایی به عنوان یک انحراف اخلاقی نام برده که خود دو خط پایین تر اشاره کرده است که برخی از جوامع بشری(البته از نوع جهان اولی)آنرا در متون قانونی خود آورده اند. این خود یعنی اینکه در برخی از کشورها نه تنها این موضوع انحراف اخلاقی به شمار نمی آید بلکه در متن قانون برای این قشر حقوق مدنی مناسب وجود دارد. و در جایی که از مجازات مرگ سخن می گوید صد البته اشاره به حکومت ایران و برخی دول اسلامی دارد. خوشمزه تر آنکه نویسنده چند کلمه آنطرف تر اذعان می کند که همجنس گرایی یک واقعیت غیر قابل انکار است و انکار آن نمی تواند مسیری اصلاح گرایانه تلقی شود. یعنی در یک پاراگراف آنقدر تناقض در هم آمیخته که به خوبی روشن می کند که نویسنده خود نمی داند چه می خواهد بگوید. آیا جوامع انسانی با سایر انحراف های اجتماعی نیز اینگونه برخورد می کنند. مثلاً می توان یک مقاله دربارهت ی دزدی یا قتل یا هوس رانی نوشت و این همه تناقض یافت؟ بی شک خیر. هر نویسنده ی نیمه عاقلی درباره ی دزدی قتل و یا هوس رانی مطلب بنگارد قطعاً از واژه ی انحراف به مسیر اصلاح گرایانه و پذیرش در متون قانونی نمی رسد. این خود بیانگر آن است که در پس زمینه ی ذهنی نویسنده نیز همچون سایر مردم همجنسگرایی درواقع انحراف به حساب نمی آید.
نویسنده در بخش دیگر مطلب خود آورده است:« تا امروز كه دیگر هیچ كس نمی داند چقدر همجنس گرا در كشور وجود دارد، اما با نگاهی به سایت معروف همجنس گراهای msm مشخص می شود "آنها هستند"، شاید همكار شما، شاید فروشنده مواد غذایی سر كوچه شما. همجنس گراهایی كه در لایف پرورش پیدا كردند و بعد از آن جدا شدند ابداً مشخصه خاصی ندارند، آنها اكثرا از تحصیلات و سطح درآمد خوبی برخوردارند.» نویسنده یا از روی نا آگاهی و کم اطلاعی یا برای القاء نیات خود و ایجاد زمینه ی مناسب برای برخورد متن خود را جوری هدایت کرده که گویی اصلاً جامعه ی همجنس گرایی در ایران از طریق شبکه ای بنام« لایف» و آنهم یکنفر شکل گرفته و این افراد کم کم با پرورش افراد دیگر شبکه ی همجنس گرایان را تشکیل داده اند؟! و سر جنبان تشکیل لایف را به یازده سال قبل مربوط کرده ؟ گویی همجنسگرایی پدیده ای جدید! در ایران است. نمی دانم ایشان تا قبل از آن کجا زندگی می کرده. حتماً جوان است که با اندک پول و آگاهی دست به نوشتن زده و گرنه حتماً می دانست که ما در حال حاضر در اروپا وآمریکا و کانادا پناهندگانی داریم که بیش از بیست سال است به واسطه ی همجنسگرا بودن ایران را ترک کرده اند و بیش از بیست سال است که برخی از پارک ها در تهران و سایر شهرستان ها مکان ملاقات همجنس گرایان است و به ادعای این نویسنده هنوز در آن زمان شبکه ی لایفی نبوده است. اگر هم منظورشان این است که این سایت این افراد را به همدیگر نزدیک کرده و ارتباط آنها را تسهیل ساخته که این خود فی نفسه فاقد اشکال است. جالب اینکه نویسنده در بخش یاد شده ابتدا می گوید « آنها هستند» شاید همکار شما یا فروشنده مواد غذایی و .. و دو خط پایین تر می گوید آنها از تحصیلات و در آمد خوب برخوردارند. بالاخره معلوم نشد که این افراد تحصیلات خوب دارند یا فروشنده اند آنهم از جنس فروشنده ی سر کوچه که هرکس دو روز در ایران زندگی کرده باشد می داند فروشندگان سرکوچه معمولاً تحصیلات عالی ندارند. معلوم نیست که این افرادهمکار اداری هستند یا درآمد بالا دارند. اگر همه ی اینها هستند که این یعنی همه طبقات اجتماعی (به لحاظ وسعت پوشش نه تعداد) و دیگر نیازی به تفکیک نیست. معنای این حرف یعنی اینکه برادر یا خواهر احتمالی نویسنده نیز ممکن است در خفا یک همجنس گرا باشد و ایشان ندانسته گور بستگان خود را می کند. تنها بخش درست مطلب نویسنده ی فوق آنجاست که نوشته است فرهنگ، دین و قانون در مواجهه با همجنسگرایی است. واین نیز نیاز به آگاهی ویژه ای ندارد. متأسفانه در ایران امروز این واقعیت تلخی است مثل سایر واقعیت ها اما این به معنای عدم حقانیت جامعه ی همجنس گرایی نیست. فرهنگ، دین و قانون در ایران با بسیاری مسایل حقوق بشری در دنیای نوین در تضاد است؛ و این بدین معنا نیست که فرهنگ، قانون ودین درست می گویند. بسیاری از مسایل حقوق زنان در تضاد با این سه عنصر است. بسیاری از نکات حقوق بشری در تضاد با این سه عنصر است که جامعه و حتی حکومت به مرور زمان تن به پذیرش آن داده اند، اگرچه با اجبار. پذیرش واقعیت همجنسگرایی امروزه برای بسیاری حتی در حکومت پذیرفته شده است و سعی در ایجاد فضای مناسب دارند اما همواره تاریک بینان جامعه این روند را کند می کنند و در آخر تن می دهند.
|
|
مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید. |