سال چهارم | شماره سی و نهم | ایپریل 2008 / اردیبهشت 1387 | شناسنامه و تماس  |   آرشیو چراغ    بازگشت به صفحه ی نخست      

 

 

پرونده ی مهدی کاظمی سرنوشت پناهجویان دگرباش ایرانی در اروپا را تغیر می دهد

آرشام پارسی

 

مهدی کاظمی حدود دو سال پیش با سازمان تماس گرفت و خواست که پرونده اش که توسط دولت انگلستان مختومه اعلام شده بود را حمایت و پیگیری کنیم. گفت که تا به آن موقع اتفاق های ناگوار زیادی برای او افتاده است. من راهنمایی هایی که به فکرم می رسید را کردم و با کسانی که می شناختم تماس گرفتم. حالا، بعد از دو سال پرونده ی یک جوان همجنسگرای ایرانی که در زمان اعلام درخواست پناهندگی اش تنها 17 سال داشت به یکی از جنجالی ترین پرونده ها تبدیل شده است. بارها دولت انگلستان تصیم گرفت او را به ایران بازپس فرستد و از ترفندهای زیادی هم استفاده کرد اما موفق نشد و یا به زبان بهتر جامعه ی جهانی اجازه ی این کار را نداد. من از سازمان ایرکو، و نمایندگانی از سازمان دیده بان حقوق بشر و چند تن از فعالان حقوق بشر در انگلستان که متعلق به گروه اوری وان بودند، به یاد داریم که شب سال نو 2007 و دوباره شب سال نو 2008 میلادی تا صبح بیدار ماندیم و در تماس های مکرر با نمایندگان پارلمان و فعالان کمپین جلوگیری از بازپس فرستادن پناهجویان در انگلستان کوشیدیم بازپس فرستادن مهدی کاظمی را متوقف کنیم چراکه دولت انگلستان تعطیلات سال نو را بهترین فرصت برای بازپس فرستادن او تصور می کرد غافل از اینکه مدافعان حقوق بشر/دگرباشان جنسی با ارسال نامه های اعتراضی خود و رفتن به فرودگاه و اعتراضات گسترده نه تنها وزارت کشور را مجبور کردند تا شماره ی فاکس خود را به علت کثرت فکس های رسیده تغییر دهد بلکه از مردم بخواهد تا دیگر نامه های اعتراضی نفرستند.

مهدی آن شب از انگلستان به ایران بازپس فرستاده نشد اما حقوق او نیز برای پذیرفته شدن در یک کشور به رسمیت شناخته نشد. تاریخ پروازش را مدام به تعویق می انداختند تا اینکه مهدی برای نجات جانش از انگلستان گریخت. او تصمیم داشت به کشور امن دیگری برود اما توسط نیروهای پلیس در جمهوری چک دستگیر شد و به آلمان فرستاده شد. ماه ها در آلمان در بازداشت به سر برد. دولت آلمان ناچار بود او را به انگلستان تحویل دهد و مهدی مجبور شد بار دیگر از آلمان به هلند متواری شود. دولت هلند از مدتی قبل شاهد تلاش های گسترده ای برای توقف بازپس فرستادن پناهجویان ایرانی بود. این تلاشها منجر به استعفای وزیر مهاجرت و انحلال دولت در پی انصراف حزب D66 از شرکت در دولت ائتلافی هلند، و تصویب قوانین حمایتی شد. در این شرایط دولت هلند ناچار پرونده ی مهدی کاظمی را با دقت بیشتری بررسی کرد. 

مهدی مدت های زیادی نیز در کمپ ها و بازداشتگاه های هلند منتظر سرنوشت خود ماند و هر از چند ماه از ترس بازپس فرستاده شدن به انگلستان به دلیل توافقنامه ی دوبلین و یا بهانه های دیگر، با دغدغه ها و رنجهای اضافه ای سر می کرد. گروه های زیادی پرونده ی مهدی را پیگیری کردند. ما در گروه اوری وان، در ایتالیا نیز فعالیت ها و کمپین های گسترده ی داشتیم و توانستیم دولت ایتالیا را تشویق کنیم که از طریق نمایندگان خود در پارلمان اروپا به وضعیت مهدی در اروپا اعتراض کند . آنها پیشنهاد کردند که اگر انگلستان نمی تواند از مهدی حمایت کند او را به جای ایران به ایتالیا بفرستند و اعلام کردند که حاضرند توافقنامه ی دوبلین را نقض کنند و به مهدی اقامت دهند و پس از آن آن توافقنامه را به چالش بکشند. گروه هایی نیز همانند سازمان پناهندگان همجنسگرا به مدیریت عمر کادوس تلاش کرد که کمپینی را آغاز کنند تا توافقنامه ی دوبلین را به چالش کشیده و تناقضات آن با قوانین حقوق بشری را معرفی کنند. 

بزرگترین حامیان مهدی، دائی های او در انگلستان بودند که واقعا باید قدردان آنها باشد. یکی از دائی های مهدی هر هفته با ما تماس تلفنی داشت و خود مهدی حتی از داخل بازداشتگاه مدام با ما در ارتباط بود. یک ماه و سه هفته در بازداشتگاه روتردام هلند بود و در همان روزهای اول دست به اعتصاب غذا زد. چندین روز غذا نخورد تا او را به اتاق مراقبهای ویژه منتقل کردند و مدام با دوربین او را تحت نظر داشتند. صبا راوی در طی مکالمات تلفنی ای که با مهدی داشت از او خواست که اعتصاب غذایش را تمام کند و به او گفت اینگونه اعتراض ها در هلند جنبه ی مثبتی ندارد. دایی مهدی نیز که بسیار نگران وضعیت او بود نیز از او خواست تا دست از اعتصاب غذا بکشد. مانی زانیار نیز به ملاقات مهدی رفت و با او مصاحبه ای انجام داد که در وبلاگ مانی زانیار منتشر شده است. چند نفر از فعالان حقوق بشر در هلند نیز به دیدن او می رفتند و برایش پول و کارت تلفن می بردند تا بتواند با دیگران در ارتباط باشد. تمام این حمایت های عاطفی باعث شد که مهدی که حال 19 ساله بود امید خود را از دست ندهد.

مهدی در حال حاضر از هلند به انگلستان برگردانده شده و با حمایت سایمون هیوج نماینده ی پارلمان انگلستان و تیم ویژه ای که برای حمایت از مهدی تشکیل شده بود دور جدید از تلاش برای دریافت حق پناهندگی خود را آغاز می کند. او هم اکنون در منزل دائی اش زندگی می کند و در چند روز آینده در یک کنفرانس خبری به سئوالات خبرنگاران پاسخ می دهد تا پاسخ تماس های مکرر، روزانه و سوالات مشابه خبرنگاران را یکجا بدهد.

در یکی از مکالمه های تلفنی به او گفتم که میلیون ها نفر از وضعیت او با اطلاع هستند و دولت انگلستان نمی تواند تو را به ایران برگرداند، با همان مدل خاص خودش خندید و گفت دو سال است که سرگردان این بازداشتگاه و آن کمپ هستم غیر از امیدوار بودن کار دیگری از دستم بر نمی آید. واقعا دو سال از بهترین سال های عمرش از 17 تا 19 سالگی به جای اینکه در اجتماع زندگی کند، درس بخواند، تجربه به دست بیاورد پشت میله ها و یا در اتاق های در بسته بوده. چه کسی پاسخگو است؟

با وجود این، باید این نکته را ذکر کرد که توجه جهانی به پرونده ی مهدی، بعد از پرونده ی پگاه امامبخش، راه برای تغییر قوانین پناهندگی اروپا در ارتباط با دگرباشان جنسی ایرانی کاملا باز کرده است. سازمان دگرباشان جنسی ایرانی، با همکاری سازمان های حقوق بشری و وکلایی که سالهاست در زمینه ی مشکلات پناهنده های دگرباش فعالیت می کنند، کمپینی را آغاز کرده است و امیدوار است که ماده های متناقض با اصول حقوق بشر در معاهده ی دوبلین که قوانین پناهندگی اروپا بر پایه آن استوار است را تغییر دهد. این از خاطره های خوب دوران دشواری های مهدی خواهد بود و دست آورد مبارزه ای که دور پرونده ی او شکل گرفت. 

 

مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید.