![]() |
سال چهارم | شماره چهل ام | ژوئن 2008 / خرداد 1387 | شناسنامه و تماس | آرشیو چراغ | بازگشت به صفحه ی نخست |
|
همجنس گرایی زنانه و معنای درون فرهنگی آن در زبان فارسی سپهر
شاید برای بسیاری از ایرانیانی که در ایران زندگی می کنند، تمایلات همجنس خواهانه چه از نوع مردانه و چه از نوع زنانه آن معنا و مفهومی نا مانوس داشته باشد؛ بدلیل آنکه شرایط حاکم بر فضای فرهنگی و اجتماعی ایران به پشتوانه متضمّنهای قانونهای آن طی سه دهه گذشته امکان بسط و ترویج این مفاهیم در بین افکار عمومی را فراهم نکرده است لذا طبیعی به نظر می رسد که بخش عمده ای از ایرانیان داخل ایران بنا به تضیقات فرهنگی و اجتماعی حاکم، حقوق همجنسگرایان ایرانی را نه تنها به رسمیّت نشناسند بلکه این گرایشات می تواند تداعی کننده معنا و مفهومی غریب و بیگانه برای آنها باشد . امّا نکتهء حایز اهمیّت دیگری که می تواند مورد توجّه قرار گیرد آن است که چه بسا در ذهنیّت عمومی شهروندان ایرانی تمایلات همجنس خواهانه چه از نوع مذکر(GAY) و چه از نوع مونث(LESBIAN) با این تلّقی که در فرهنگ غرب متولّد شده و خاستگاهی کاملاً غربی و غیر ایرانی دارد، به باور نا پذیری آن در میان افکار عمومی دامن بزند و این مسئله باری مضاعف بر دوش جامعه همجنس گرایان ایرانی در رسیدن به حقوق اجتماعی و مدنی تحمیل کند در صورتیکه پیشینه یابی معنایی و مفهومی همجنس گرایی در فرهنگ و زبان فارسی نشان می دهد که این تمایلات خاستگاهی خارجی در فرهنگ ایرانی نداشته و معنا و مفهومی درون فرهنگی نیز داشته است بنابراین گرایشات همجنس خواهانه یک معنای صرفاً وارداتی از فرهنگ غرب نیست بلکه بدلیل شرایط حاکم بر جامعه ایران طی چندین دهه این گرایشات و پیروان آنها امکان ترویج و اشاعه مبانی فکری و نظری خود را نداشته اند و باورپذیری آن در افکار عموی سیری قهقرایی را پیموده است و خود چالشی پیش روی همجنس گرایان ایرانی در رسیدن به حقوق شهروندی است. در پیشینه یابی و معادل یابی « زن همجنس گر » در زبان فارسی با استناد به فرهنگ دهخدا به واژه های متعدّدی بر می خوریم که نشان از قدمت آنها در فرهنگ ایرانی است : سه واژه در کاربرد، به معنی مجامعت زن با زن در فرهنگ دهخدا آورده شده است که آلتی واسطه برای برای برآوردن شهوت در مجامعت میان زنان بکار گرفته می شده است که این واژگان عبارتند از: 1- ســَحّاقــَﺔ 2- سـَــعتـــَر باز 3- طـَــبـــَـق زن این سه واژه معنایی کاملاً یکسان داشته و مترداف محسوب می شوند و در معنی این سه واژه آورده شده است: 1- ســَحّاقــَﺔ: « زن سـَــعتـــَری، امرأﺓ ســَحّاقــَﺔ؛ سـَــعتـــَری: سـَــعتـــَر باز است که زن چرمینه باز باشد، زنی که با آلت چرمین با زن دیگر مجامعت کند سنایی از معنای کاربرد این واژه در بیت زیر آورده است: مروزی در راه دین با دنگ رعنایی ساز سـَــعتـــَری از ننگ هر نامرد گردد سـَــعتـــَری » 2- سـَــعتـــَر باز: « زنی را گویند که چرمینه ببندد و با زن دیگر مجامعت کند و آن چرمی است که بصورت و هیات آلت تناسل دوخته اند، زن سحّــاقیه یا طبق زن (3) و چون این قسم زنان چرمینه نیز می بندند بمجاز به معنی زنی که چرمینه بندد و با زن دیگر جماع کند استعمال یافته و این عمل را « سـَــعتـــَری کردن » خوانند و حق آن است که سـَــعتـــَر در اصل به معنی امر مذکور است چنانکه لفظ سـَــعتـــَر باز بر آن دلالت دارد و چون عین در فارسی نیامده شاید زبان دیگر باشد». 3- طـَــبـــَـق زن: « سـَــعتـــَری، ســَحّاقــَﺔ خاقانی در بیت شعری آورده است: اهل بغداد را زنان بینی طبقات طـَــبـــَـق زنان بینی » با توجّه به وجه معنایی این واژگان در می یابیم که به زنی اطلاق می شود که با آلتی شبیه آلت مردانه ( ابزاری مشابه DILDO ) زنی با زنی دیگر نزدیکی می کرده است در حالیکه لزبین ( LESBIAN ) در معنای غربی آن الزماً به معنی استشهاء دو زن با DILDO نیست و گرایشات متنوّعی از لزبین (هم جنس گرایی زنانه ) وجود دارد که برخی بکارگیری آلت را درهمخوابگی ها مورد استفاده قرار می دهند و برخی دیگر خیر. درهمین رابطه واژه ء DILDO دارای معادلهای متعدّدی در زبان فارسی است و به صراحت قابل معادل گیری و استفاده است در جستجوی معادلی برای DILDO به واژه های زیر بر می خوریم که اینچنین معنی شده است: 1- کیر کاشی: چیزی است که در کاشان بصورت کیر سازند و زنان طـَــبـــَـق زن بکاربرند، چیزی که به شکل آلت تناسل از چرم و جزء آن سازند و در سفر زنان استفاده کنند. 2- چرمینه: آلتی که از چرم سازند و زنان حکه پر فرو کنند 3- چیرچنگ: ارجاع به مچاچنگ 4- حجّت محکم : آلتی مصنوعی که زنان حکه بر خود فرو کنند 5- سابوره: از مترادفهای کیر کاشی 6- کیرمان: از مترادفهای کیر کاشی است 7- مچاچنگ: کیری باشد از ادیم سـَــعتـــَریان دارند، آلت چرمی که زنان بدکاره استعمال کنند. 8- مسماچنگ: مسماجنگ آلتی چرمینه مانند آلت رجولیّت که زنان تیز شهوت جهت دفع شهوت خود بکار برند. بهر روی شاید معادل گیری سه واژه نامبرده شده در حالت کلــّی و عام منطبق با تعریف لزبین در معنای غربی آن نباشد امّا در معنا، نشان از گرایشهای جنسی زنان به زنان بوده است که در فرهنگ اجتماعی قدمای ما کاربردهای معنایی خود را داشته است.
28/فروردین/87
با تشکر از دوست محترم، آقای سهند شمس اسحاقی و نظر ایشان در ذکر مدارک و شواهد سابقه ی همجنسگرایی زنان در تاریخ ایران، سردبیر نشریه ی "همجنس من" در شماره ی آینده ی چراغ توضیحی را در رد استفاده ی زنان همجنسگرا از کیرنگ و تفاوت علائق زنان همجنسگرا با زنان دوجنسگرا و دگرجنسگرا برای انتشار در اختیار چراغ قرار خواهند داد.
|
|
مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید. |