سال چهارم | شماره چهل و ششم - آخرین شماره  | نوامبر  2008 /  آبان  1387 | شناسنامه و تماس  |   آرشیو چراغ    Archive     

 

 

سازمان IRQR تاسیس شد

داگ آیرلند

ترجمه ی آوا

گی سیتی نیوز، سال هفتم – شماره ی 42

 

آرشام پارسی، فعال خوش نام حقوق دگرباشان جنسی ایرانی خبر تاسیس سازمانی جدید به نام IRanian Queer Railroad را اعلام کرده است. این سازمان جدید ساختار خاصی برای کمک به دگرباشانی دارد که ناچار شده اند به دلیل فشارهای سیاسی و همجنسگرایانه ستیز دولت ایران از کشور خود فرار کنند.

فارسی که هم اکنون بیست و هشت سال دارد، در سال 2004 و زمانی که هنوز در ایران زندگی می کرد، اولین سازمان متعلق به دگرباشان جنسی ایرانی را با نام Persian Gay and Lesbian Organization - PGLO تاسیس کرد. به دلیل پیگردهایی که برای او بوجود آمد در سال 2005 ایران را به سمت ترکیه ترک کرد. در مدت زمانی که در ترکیه اقامت داشت فعالیت های خود را ادامه می داد و سعی می کرد که زوایای گوناگون زندگی دگرباشان جنسی ایرانی را منتشر کند. پارسی در نهایت و در حدود دو سال پیش به کانادا مهاجرت کرد و سازمان PGLO  را به IRanian Queer Organization – IRQO تغییر نام داد.

در اوایل امسال پارسی و سازمانش به دلیل پیشگامی در دفاع از حقوق دگرباشان جنسی، برنده ی جایزه ی فلیپا ی کمیسیون جهانی حقوق دگرباشان جنسی شدند.

پارسی در ماه آگوست گذشته برای دیدار با پناهجویان دگرباش ایرانی و دفاع کردن از پرونده های آنها در دفتر کمیسریای عالی پناهندگان سازمان ملل به ترکیه سفر کرد. در نتیجه ی این سفر بود که پارسی لزوم سازمان جدید را حس کرد و تصمیم گرفت تا آن را به گونه ای پایه گذاری کند که به صورت خاص پناهجویان دگرباشی را که به دلیل تفاوت گرایش جنسی شان ناچار به فرار از ایران شده اند را حمایت کند.

پارسی در مکالمه ای تلفنی به گی سیتی نیوز گفت: «تصمیم گرفتم که نام این سازمان جدید را IRanian Queer Railroad بگذارم. دلیل آن شباهت زیاد کار این سازمان به قطار زیرزمینی مشهور قرن نوزدهم است که به صورت مخفیانه شبکه ای ایجاد شده بود تا مکان امنی برای برده های امریکایی ایجاد شود و آنها را به ایالت های امن و به خصوص کانادا بفرستند تا در آنجا آزادی فردی خود را داشته باشند.» همچنین اضافه کرد که اعضای هیئت مدیره و شورای مشورتی سازمان به زودی اعلام خواهند شد.

پارسی گفت او و سازمانش هم اکنون بر روی حدود 145 پرونده پناهجویی کار می کنند که در حال حاضر در انتظار اتمام روند پناهندگی خود هستند. حدود 85 نفر از آنها در ترکیه، کشوری همسایه ی ایران با فرهنگی دگرباش ستیز به سر می برند. مابقی پناهجویان در کشورهای اروپایی به خصوص هلند، سوئد، آلمان، سوئیس و نروژ پراکنده اند. حدود 22 نفر در حال حاضر در انگلستان درخواست پناهندگی داده اند. دولت انگستان تا به حال از دادن اقامت به آنها خودداری کرده است و در چند سال گذشته دو نفر پس از دریافت برگه های ترک خاکشان اقدام به خودکشی کرده اند.

اما پارسی می گوید: «مطمئنا پناهجویان دگرباش ایرانی از تعداد خیلی بیشتری برخوردار هستند که با ما در تماس نیستند و نیاز به کمک دارند.» او همچنین اضافه کرد: «یکی از اهداف ما در IRQO ارتقای سطح دانش عمومی از وضعیت دگرباشان جنسی ایرانی و همچنین ارائه ی اطلاعات مورد نیاز به جامعه ی دگرباش ایرانی داخل کشور با استفاده از اینترنت بود. و فکر می کنم در این مورد موفق بودیم.» «اما پس از سال ها کار کردن در PGLO و IRQO، تجربیات زیادی کسب کرده ام و کاملا برایم واضح و روشن است که نیازمند این سازمان جدید و نیروهای تازه نفس آن با یک ساختار ویژه برای کمک به پناهجویان ایرانی هستیم. تا بتوانیم به پناهجویان در کشورهای ترانزیت مثل ترکیه کمک کنیم، در پیمودن مسیر پر تلاطم و بروکراتیک پناهندگی یاریشان کنیم تا بتوانند زندگی خود را در کشورهای امن آنطور که می خواهند پایه ریزی کنند.»

از زمانی که آرشام به کانادا آمده است بارها برای کمک به پناهجویان دگرباش ایرانی و ملاقات با دفتر کمیسریای عالی پناهندگان سازمان ملل به ترکیه سفر کرده است.

«خیلی خوشحالم که توانسته ام ارتباط قوی و خوبی را با سازمان ملل برقرار کنم. آنها در حال حاضر از شرایط دگرباشان جنسی ایرانی و فعالیت های سازمان به خوبی اطلاع دارند. خوشحالم که در هر یک از سفرهایی که به ترکیه داشته ام تعدادی از پناهجویان ایرانی تحت حمایت های بین المللی پناهندگی قرار گرفته اند که یکی از اولین قدم های روند اسکان مجدد آنهاست.» پارسی همچنین اضافه کرد که: «پس از آخرین سفر من به ترکیه که در ماه آگوست انجام شد حدود بیست نفر دیگر از پناهجویان دگرباش ایرانی به عنوان پناهنده شناخته شدند و هم اکنون در انتظار انجام روند اسکان آنها در کشورهای امن همانند کانادا و استرالیا هستند»

پارسی در توضیحاتی بیشتر به عنوان مثال گفت که سازمانش توانسته است به یک لزبین 29 ساله کمک کند. «او درز یک شرایط وحشتناک سوء استفاده قرار داشت. خانواه اش او را مجبور کرده بودند تا با یکی از پسرهای فامیل ازدواج کند. شوهر قانونی او هر شب به او تجاوز می کرد. او هم نمی توانست کاری انجام دهد چون یکی از وظایف زن در جمهوری اسلامی ایران ارائه ی لذت جنسی به شوهرش است.

این دختر بیچاره پس از این تجاوزها به دکتر مراجعه کرد و پس از معاینه، دکتر با تعجب گفت: ظاهرا با یک حیوان ارتباط جنسی داشته ای، به مراقبت های ویژه ای نیاز داری. اما خانواده اش او را مجبور کردند که به خانه ی شوهرش برگردد. او بارها توسط شوهرش مورد ضرب و شتم قرار گرفت و در نهایت به خانه ی یکی از دوستانش فرار کرد.

برادرانش محل اقامت او را پیدا کردند و در زمان مراجعه آنها او در خانه نبود. و به دوستش پیغام دادند که به محض پیدا کردنش او را خواهند کشت. پس از آن بود که او از ایران خارچ شد و توسط یکی از دوستانمان با ما تماس گرفت. وقتی داستانش را برایم تعریف کرد به گریه افتاد و من هم کنترل خودم را از دست دادم. به او گفتم که هیچوقت به ایران برنگرد. اصلا دوست ندارم که یکی دیگر از اعضای خانواده مان را از دست بدهم.»

پارسی فداکارانه به این پناهجویان کمک می کند و این می تواند به دلیل تجریه ی زندگی تبعیدی خودش در ترکیه باشد.

«اآن زمان سخت ترین دوره ی زندگی ام بود. در مدت کوتاهی در شرایط غیر قابل تصوری قرار گرفتم. مانند یک اسیر بدون پول و امنیت. تحمل آن شرایط آن هم برای سیزده ماه آسان نبود»

پارسی اضافه کرد: «آن روز هیچوقت فراموشم نمی شود که با امیر، همان پناهجوی دگرباشی که شلاق خورده بود مورد ضرب و شتم قرار گرفتیم. او به شدت ما را کتک زد و قصد کشتن ما را داشت. هیچ کس کمک نمی کرد. در آنجا هیچ پلیسی هم نبود که به ما کمک کند. مردم فقط ایستاده بودند و کتک خوردن ما را تماشا می کردند. هیچوقت دوره ی پناهجویی ام در ترکیه را فراموش نمی کنم. و این یکی از دلایلی است که سعی کردم تمام وقتم را صرف امورات پناهجویان کنم تا روند پناهجویی آنها هر چه سریعتر تمام شود و به کشور امن متقل شوند.»

پارسی به گزارشگر گی سیتی نیوز گفت: «همین امروز از ترکیه تلفنی داشتم. دو نفر از پناهجویان ما که یکی 28 ساله و دیگری 29 ساله است با هم خانه ای را اجاره کرده اند. مادر صاحب خانه به محل زندگی آنها هجوم آورده و گفته است که ما می دانیم که شما همجنسگرا هستید و باید سریع این خانه را ترک کنید. این دو نفر هم که زبان ترکی را نمی دانند به پلیس تماس گرفته اند اما متاسفانه به جای اینکه پلیس مادر صاحب خانه را دستگیر کند،؛ پناهجویان ما را دستگیر و به اداره پلیس برده است. در همان زمان یکی از دو نفر که مبتلا به دیابت است دچار شوک می شود اما پلیس اجازه نمی دهد که انسولین مصرف کند. پلیس آنها را تهدید کرده و گفته است که اگر ناراحت هستید اینجا را ترک کنید و به ایران برگردید. پلیس ترکیه در رفتار خصومت آمیزی با همجنسگرایان به خصوص پناهجویان ایرانی دارد. ضرب و شتم آنها هم توسط پلیس دیگر عجیب نیست. این تنها یک نمونه ی دیگر است که چرا پناهجویان باید هر چه سریعتر ترکیه را ترک کنند.»

پارسی ترجمه ی داستان تعدادی از پناهجویان را در اختیار ما قرار داده است و برای امنیت آنها نام و مشخصاتشان تغییر کرده است.

علی، 30 ساله، در دسامبر 2007 ایران را به سمت ترکیه ترک کرد و هم اکنون منتظر مرحله ی اسکان خود هست.

«پدر یکی از دوستانم ما را در حین رابطه ی جنسی دید. با توجه به موقعیت شغلی ای که داشت باعث شد تا شغلم را از دست بدهم و خانواده ام هم تهدید شدند. بارها در ایران دستگیر شده بودم. آخرین بار آن تابستان 2007 بود تنها به دلیل رنگ تی شرت و شلوار جین و مدل موهایم. هنوز در ترکیه هم احساس امنیت نمی کنم. چون مطمئن هستم که خانواده ی دوستم با استفاده از نفوذشان می توانند اینجا من را بیابند و اتفاقات خطرناکی برایم پیش آید. من کاری انجام ندادم. من فقط همجنسگرایی هستم که در این کشور به دنیا آمده ام کشوری که گرایش جنسی ام ممنوع است. فقط به خاطر همجنسگرا بودن، داشتن یک احساس خاص که در جامعه از اکثریت برخوردار نیست. من عاشق مردها می شوم. این حق من است که آزاد باشم. اما ناچارم که در تبعید زندگی کنم. من نیاز به کمک دارم.»

حسین، 22 ساله، در سپتامبر 2006 از ایران خارج شد و در حال منتظر پذیرفته شدن درخواست پناهندگی اش می باشد.

«من در کار موزیک هستم. در خیلی از میهمانی ها مثل عروسی و تولدها برنامه داشتم. این میهمانی ها گاهی اوقات توسط پلیس شناسایی می شود اما معمولا میزبان با پرداخت رشوه به ماموران از دستگیری شرکت کنندگان جلوگیری می کند. من یک همجنسگرا هستم. ارتباطات جنسی ام از دوازده سالگی و با پسر یکی از همسابه هایمان شروع شد و تا دو سال پیش ادامه داشت. در سپتامبر 2006 برای یک گی پارتی دعوت شدم که دوستانم هم در آنجا بودند و در منزل شخصی یکی از آنها برگزار شده بود. پلیس به آن میهمانی هجوم آورد. همه را کتک می زدند. یکی از آنها به شدت کتک خورد و مدتی بعد شنیدم که فوت کرده است. من خودم حدود ده دقیقه کتک می خوردم به طوری که حافظه ام را برای مدتی از دست داده بودم. و پس از دستگیری در بیمارستان نگه داری شدم.

مادرم به همراه یکی از دوستانم به ملاقاتم آمدند و به کمک او مرا فراری دادند. به ترکیه آمدم. بعد از چند روز پلیس به خانه ی ما ریخت و به دنبال من می گشتند. پدرم را دستگیر کردند و به مدت سه روز در بازداشتگاه بود و پس از آن به دلیل همکاری در فراری دادن من به یک سال حبس محکوم شد و مدتی بعد از آن هم فوت کرد. در حال حاضر منتظر پرونده ی پناهندگی ام هستم و نیازمند به حمایت»

پارسی به گی سیتی نیوز گفت که او هزینه های سفر ماه آگوست خود را شخصا از پس اندازی که در نتیجه کار کردن در یکی از رستوران های تورنتو تهیه کرده بود پرداخت کرده است. پارسی گفت که تصمیم دارد در ماه نوامبر سفر دیگری به ترکیه داشته باشد تا بتواند با دفتر کمیسریای عالی پناهندگان سازمان ملل ملاقات کند و به تعداد بیشتری از پناهندگان کمک شود. اما نمی تواند از هزینه های این سفر را تامین کند و می خواهد از مردم کمک بخواهد.

«می دانم که شما دگرباشان امریکایی در حال حاضر درگیر انتخابات هستید. اما می خواهم که کمی هم به شرایط پناهجویان دگرباش ایرانی در ترکیه فکر کنید. کسانی که در شرایط بسیار بدی به سر می برند. امکان کار کردن ندارند چون نه زبان ترکی می دانند و نه شرایط امنی برای آنها وجود دارد. به کسانی فکر کنید که هنوز منتظر جواب خود هستند و در وضعیت بلاتکلیفی به سر می برند.

ما همچنین برای برگزاری یک سری کلاس های زبان انگلیسی و کامپیوتر نیازمند کمک های مالی هستیم. چون باید آنها آمادگی لازم برای شروع یک زندگی جدید را پیدا کنند. باید از زمان آزاد استفاده کرد و آماده شد. کمک های مالی شما هر چند کم، می تواند به آنها کمک کند»

کمک های مالی برای سفر اضطراری پارسی به ترکیه برای کمک به پناهجویان دگرباش ایرانی می تواند از دو طریق انجام شود. با استفاده از کارت اعتباری و سیستم امن پی پال که بر روی سایت www.irqr.net قرار دارد و یا فرستادن چک به آدرس دفتر سازمان در تورنتو.

توضیح تصویر: آرشام پارسی به همراه آندره ایگاسیو در هنگام دریافت جایزه ی فلیپا توسط کمیسیون جهانی حقوق بشر دگرباشان جنسی ایرانی در نیویورک

 

مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید.